علت خجالتی بودن

یکی از مباحث بسیار مهم در حوزه روانشناسی کشف علل بروز اختلالات مختلف در شخصیت افراد است تجارتی بودن یکی از آن دسته مسائلی است که اغلب می توان به جرات گفت که ریشه در دوران کودکی فرد دارد و یا ارتباط مستقیمی با محیطی که مرتباً در آن زندگی می کند. در مقالات قبلی درباره نشانه های افراد خجالتی با هم صحبت کردیم و همچنین تلاش نمودیم به صورت مختصر بیان کنید که درون گرا بودن به معنای خجالتی بودن نیست در این مقاله قصد داریم به شما توضیح دهیم که چرا افراد دچار خجالت می شوند و چه اتفاقاتی می‌افتد که فرد تبدیل به یک فرد خجالتی میشود همه ما زمانی که به دنیا می آییم بی پروا هستیم و با واژه خجالت بیگانه به رفتارهای یک کودک توجه کرده باشید هرگز در رودروایسی دیگران نمی ماند و خجالت نمی کشد هر زمان که احساس کند چیزی را نیاز دارد آن را به نوعی با رفتارها و حرکات خویش نشان می دهد و گنا نمی ماند پس چه اتفاقی می‌افتد که همین کودک وقتی به سنین بزرگسالی پا می‌گذارد تبدیل به فردی خجالتی می‌شود در ادامه با هم این علت ها و دلایل را بررسی خواهیم کرد.

1. تربیت غلط والدین

یکی از بدترین نوع تربیت که متاسفانه به مراتب شاهد آن هستیم روش تربیتی است که در نهایت کودکی به جامعه تحویل می‌دهد که فردی فاقد اعتماد به نفس و خجالتی می باشد بارها مشاهده کرده ایم بسیاری از والدین مدام فرزند خود را ترغیب می کنند که ساکت باشند یک گوشه بنشیند به چیزی دست نزنند و شلوغ نکند این دقیقاً همان روش اشتباهی است که موجب می‌شود به مرور زمان فرزند شما تبدیل به فردی خجالتی و منزوی شود چرا که شما توانایی ابراز وجود را از وی سلب کرده اید بنابراین اگر قصد دارید کودکی تربیت کنید که بتواند به صورت کاملا مستقل و بدون خجالت در اجتماع حضور پیدا کند و از حقوق خود دفاع نماید باید این روش های تربیتی سمی و نادرست را به طور کامل فراموش کنید شاید یکی از غلط ترین باورها درباره تربیت کودکان این است که هرچه کودک بی سر و صدا تر باشد مودب تر تلقی می شود اما این یک اشتباه کشنده در تربیت فرزند محسوب خواهد شد چراکه اگر کودک شما بیش از اندازه ساکت است نمی‌توانید به خود افتخار کنید که فرزند مودبی تربیت کرده‌اید متاسفانه شما فردی فاقد اعتماد به نفس را به اجتماع تحویل داده اید که بدون شک در سنین بزرگسالی با مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد.

علت خجالتی شدن کودکان
علت خجالتی شدن کودکان

2. تنبیه بیش ازحد

تنبیه کردن بیش از حد کودکان هم می‌تواند به طور مستقیم بر روی اعتماد به نفس آنها اثر بگذارد و نهایتاً تعیین کند که این کودک در آینده فردی خجالتی باشد بیان یک فرد مستقل و دارای اعتماد به نفس خوب و عالی تنبیه کردن از اساس غلط است چرا که خود شما هم با اینکه در سنین بالایی قرار دادید و حتی ممکن است به عنوان یک پدر یا مادر در خانه حضور داشته باشید به مراتب اشتباهات بسیار زیاد و بزرگی در کارنامه خود دارید که حتی برخی از آنها ممکن است به زندگی سایر افراد خانواده هم لطمه وارد نمایند نباید کودک خود را تنبیه کنید چرا که این تنبیه کردن اعتماد به نفس کودک را سرکوب می کند. اگر قصد دارید واقعاً با روش های درست و منطقی نسبت به اشتباهات فرزندانتان واکنش نشان دهید باید در این زمینه مطالعه کنید و از روانشناسان کمک بگیرید دعوا و داد و بیداد و یا محروم کردن کودک از برخی امتیازات هرگز نتایج خوبی به دنبال نخواهند داشت زیرا در این صورت کودک نه تنها متوجه اشتباه خود نمی شود بلکه در اغلب موارد نهایتاً منجر به بروز حس لجبازی در وجود کودک شده که می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد اگر این لجبازی در وجود فرزند شما تصویب شود می‌تواند به شدت آینده او را تحت تاثیر قرار دهد پس لطفاً سعی کنید وقتی که فرزندتان اشتباهی مرتکب می شود به جای تنبیه کردن با استفاده از روش های درست به او گوشزد کنید که کار اشتباه بوده و راه حل درست را به او نشان دهید در غیر اینصورت باید منتظر عواقب ناخوشایند رفتارهای غلط خود باشید شخصیت کودکان در محیط خانواده شکل می گیرد چرا که خانواده یک جامعه کوچک است که فرد زندگی خود را در آن آغاز می کند هر آنچه که این جامعه به عنوان اصول زندگی و اصول شخصیتی به خورد کودک دهد در آینده نمود پیدا خواهد کرد و جامعه بسیار بزرگ‌تر را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.

3. مقایسه شدن

بسیاری از والدین مرتب در حال مقایسه کردن کودک خود با دیگران هستند یکباره هم که شده خود را به جای کودکتان قرار دهید اگر او مدام شما را با سایر والدین مقایسه کند و نقاط ضعف و قوت آن را به شما سرکوب نماید دچار چه احساسی خواهید شد این احساس به مراتب می‌تواند در وجود کودک شما بسیار قوی تر و تلخ تر ظاهر شود. قبول کنید که کودک شما شخصیت مخصوص به خود را دارد و این شخصیت می تواند توانایی ها یا نقاط ضعف متفاوتی با دیگر افراد داشته باشد آنچه که شما از سایر کودکان می بینید تنها رفتار بیرونی آنها در محیطی خارج از محیط خانواده است بنابراین قطعاً والدین آنها هم معتقدند که فرزندشان نواقص بسیاری دارد که نیاز به اصلاح دارند اگر قرار باشد مدام در مقام مقایسه کردن فرزند خود با دیگران برخیزید به مرور زمان موجب می‌شوید او آنقدر خود را نادیده بگیرد و دچار خود کم پنداری شود که هر کسی در هر جایی بتواند او را تحقیر و توبیخ نماید و نهایتاً موجب شود که او همیشه احساس کند نسبت به دیگران کمتر است. مقایسه کردن این احساس را به فرد القا می کند که تو کم و ناکافی هستید و آن طور که باید و شاید لایق احترام نمی باشی به مرور زمان باعث می شود که اعتماد به نفس افراد به شدت دچار مشکل شده و همیشه با خود درگیر باشند هر کسی را خوب و عالی تصور کنند غیر از خودشان. پس لطفاً هرگز فرزند خود را با دیگران مقایسه نکنید این مقایسه کردن شما موجب می شود اختلالات شخصیتی بسیار زیادی در وجود فرزندتان شکل گیرد.

چرا خجالتی می شویم
چرا خجالتی می شویم

4. حضور در کنار افراد سمی

همه ما تجربه مواجه شدن با افرادی را داشتیم که خودشان را بیش از حد سطح بالا تصور می‌کنند و هیچ احترامی برای دیگران و توانایی‌های آنها قائل نیستند این افراد ممکن است در محیط خانواده محیط دوستانه و یا حتی محل کار ما به وفور پیدا شوند و حضور داشته باشند معمولاً همنشینی با این افراد نتیجه ای جز ایجاد احساس بد و دست کم گرفتن خود در پی ندارد هرگاه با این افراد مواجه می‌شویم مدام در حال تعریف و تمجید از توانایی‌های خود هستند و به گونه‌ای شرایط را جلوه می دهند که ما هم ناخودآگاه باور می‌کنیم و از ما برتر و بالاتر است و این ما هستیم که باید تلاش کنیم خودمان را به او رسانده و نواقص را در وجودمان برطرف کنیم اما این کاملاً اشتباه است هیچ کس از شما بهتر و سردتر نیست بلکه تنها تفاوت در نوع استعدادها و توانایی های افراد است حتی علایق شما با صمیمی ترین دوستان تان متفاوت است شاید نقاط مشترک و نقاط قوت بسیار زیادی داشته باشید اما قطعاً در برخی مسائل هم با هم از نوع فکری و رفتاری تفاوت های فاحشی خواهید داشت در واقع همین تفاوتهاست که افراد را منحصر به فرد می کند و هر کسی را دارای شخصیت ویژه‌ای می نماید اگر در محیط اطراف خود افرادی را دارید که مدام سعی میکنند برتری خود را نسبت به دیگران اثبات کنند از آنها فاصله بگیرید این افراد معمولاً پوچ و توخالی هستند مطمئن باشید هیچ وقت و به آن اندازه که وانمود می‌کنند خوب و عالی نیستند بلکه ماین وانمود کردن در تلاشند که نقاط ضعف و کمبودهای ذهنی خود را بپوشانند البته باید این نکته را خاطرنشان کنیم که این افراد هم به گونه ای خاصی دچار احساس کمبود اعتماد به نفس هستند زیرا فردی که دچار چنین احساسی نباشد معمولا نیازی ندارد که مدام از خود تعریف و تمجید کند و تلاش نماید تا خود را در نظر دیگران عالی جلوه دهد.

چگونه خجالتی می شویم
چگونه خجالتی می شویم

5. عدم حمایت کافی

همه ما دوست داریم در زندگیمان کسی حضور داشته باشد که بتوانیم در شرایط زخم و لحظات بحرانی زندگی روی او حساب کنیم و مطمئن باشیم که از ما حمایت می‌کند این فرد می‌تواند پدر و مادر دوست خواهر برادر و یا هر کس دیگری باشد اما اغلب ترجیح می‌دهیم این حمایت را در مرحله اول از سمت خانواده دریافت کنیم چرا که خانواده همان محیطی است که برای نخستین بار در آن شخصیت ما شکل می گیرد و اگر به حد کافی از سمت آنها حمایت نشویم این کمبود می‌تواند خود را به شکل عقده های سربسته ای در وجود فرد نشان دهد افرادی که از حمایت کافی برخوردار نیستند معمولاً تبدیل به افراد خجالتی و فاقد اعتماد به نفس می شوند که همیشه احساس بی‌پناهی یابی پشت خانگی دارد و همین طور ممکن است افرادی خشمگین و عصبی باشند که سعی می کنند این بی پشتوانه بودن را در پس پرده خشم خود پنهان نمایند تا از آسیب های احتمالی مصون بمانند پس در محیط خانواده باید نسبت به نیازهای روحی و روانی افراد هم توجه پس در محیط خانواده باید نسبت به نیازهای روحی و روانی افراد هم توجه کافی و وافی را داشت تصور بسیار غلطی است اگر بر این باور باشیم که صرفاً نیازهای مادی یک انسان مانند خوراک و پوشاک و تفریح مورد توجه است بلکه نیازهای معنوی شاید تا حدودی از نیازهای مادی فرد هم مهمتر باشند چرا که مستقیماً با ذهن و روان افراد سروکار دارند و در شخصیت آنها تاثیر مستقیم می‌گذارند.

دلایل خجالتی بودن
دلایل خجالتی بودن

6. عدم خودباوری

در کنار همه عواملی که مطرح شد گاهی اوقات هم مسئولین خجالتی بودن هیچ کسی نیست جز خود فرد چرا که آن طور که باید و شاید خودش را باور ندارد زمانی که یک انسان به مرحله خودباوری می‌رسد اعتماد به نفس در وجود او به شکل شگفت‌انگیزی کامل می‌شود و احساس بهتری نسبت به خود پیدا می‌کند بنابراین تمایل دارد وقتی در محیط های مختلف در مواجهه با افراد متفاوتی قرار می گیرد احساس خود را به زبان بیاورد و بی‌پروا و بدون هیچگونه خجالتی با دیگران صحبت کند گاهی اوقات اطرافیان فرد را باور دارند و معتقد هستند که او نقاط قوت بسیار زیادی دارد اما متاسفانه خود فرد است که نسبت به خود دچار ترویج است اگر شما هم جزو افرادی هستید که در این زمینه مشکل دارید بهتر است هر چه زودتر این مشکل را حل کنید چرا که مسئولین مشکل هیچ کسی نیست جز خود شما.

7. احساس خجالت ناشی از کمبودها

گاهی اوقات احساس خجالتی که در وجود فرد دیده می شود ناشی از کمبود های زندگی اوست که شامل کمبودهای مالی و یا مدرک تحصیلی پایین شغل نامناسب و امثال این ها می باشد اما نکته قابل ذکر این است که برای هیچ یک از اینها نباید خجالت کشید بلکه به جای خجالت کشیدن باید تلاش روز افزون داشت تا بتوان این کمبودها و مشکلات را رد کرد و به مراتب بالاتری دست یافت به جای اینکه مدام به خاطر این کمبودها خودتان را سرزنش کنید و یا در مقابل دیگران با خجالت از آنها صحبت کنید باید تلاش خود را به کار بگیرید که بتوانید این مشکلات را رفع کنید دریافت مدرک تحصیلی خوب رسیدن به مراتب شغلی بالا و به دست آوردن ثروت برای هیچکس کار غیرممکنی نیست تنها چیزی که اهمیت دارد این است که خود فرد مایل باشد که این کار را انجام دهد و برای رسیدن آن تلاش کند مطمئن باشید نتیجه بسیار خوبی خواهید گرفت و نهایتاً به موفقیت دست پیدا می کنید.

خجالت کشیدن و خجالتی بودن هرگز و در هیچ موقعیتی توجیه مناسبی نخواهد داشت زیرا قابل پذیرش نیست که یک فرد به هر دلیلی دچار احساس خجالت باشد و حس خوبی نسبت به خود و اطرافش نداشته باشد بنابراین اگر با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنید سعی کنید هرچه زودتر آن را رفع کنید تا بتوانید با اعتماد به نفس بیشتری و بدون هیچ گونه مشکلی در کنار دیگران به زندگی روزمره خود ادامه دهید.

The reason for being shy



پاسخ به سوالات

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

-- بارگیری کد امنیتی --

محصول آموزشی بگیر، اگه راضی بودی پولشو بده!
close-image