چگونه یک مدیر موفق شویم ؟

چگونه یک مدیر موفق شویم ؟ مدیریت از مباحث مهم و اساسی هر سازمانی است. در تعریف اینکه آیا شما مدیر موفقی خواهید شد یا نه، عوامل زیادی نقش دارند. برای اینکه عنوان یک مدیر موفق به شما داده شود، باید از مهارت‌ها و ویژگی های زیادی برخوردار باشید.خبر خوب برای شما  این است که ویژگی های یک مدیر موفق حتماً نباید ذاتی باشد و می توانید به صورت اکتسابی این مهارت را به دست آورید. اگر در فکر این هستید که یک مدیر موفق باشید با مقاله چگونه یک مدیر موفق شویم ؟ همراه گام برتر باشید.

در مقاله چگونه یک مدیر موفق شویم می خوانید:

  • تعریف مدیریت
  • مدیر موفق کیست؟
  • مهارت های مدیران موفق
  • وظایف مدیران موفق
  • کتاب چگونه یک مدیر موفق باشیم
  • کتاب مدیریت کردن هنری مینتزبرگ
  • مدیر موفق

با ادامه این مقاله همراه ما باشید به خوبی متوجه شوید که چگونه یک مدیر موفق شویم …

تعریف مدیریت

برای واژه مدیریت تعریف های بسیار گوناگونی ارائه شده است و هر صاحب نظری در مبحث مدیریت، تعریف ویژه خود را از مدیریت دارد.

مدیریت یعنی کار کردن با افراد به وسیله افراد و گروه‌ها برای تحقیق هدف های سازمانی ،لازمه موفقیت آن است که همه مدیران به مهارت های اجتماعی و انسانی مجهز باشند .

به عبارت دیگر مدیریت عبارتست از دستیابی به هدف های سازمانی از طریق هدایت و رهبری ،بنابراین هرکسی حداقل در مراحل مشخصی از زندگی خود یک مدیر است.

مدیریت یعنی گرفتن کارهای انجام شده توسط دیگران.

 پت کریگان (Pat Carrigan)، مدیر سابق یک مدرسه‌ی ابتدایی که بعدها به سِمت مدیریت کارخانه‌ی تولید قطعات جنرال موتورز رسید، می‌گوید: «من هیچ وقت قطعه‌ای نساخته‌ام، و هیچ برنامه‌ای برای این کار ندارم. این شغل من نیست.

شغل من ساختن محیطی است که در آن قطعه‌سازان بتوانند مسئولانه قطعاتی سالم بسازند که از نظر قیمت، رقابتی باشد و همچنین به کار خود افتخار کنند. لازم نیست من حتما بدانم که ساختن یک قطعه چه ارتباطی با این موضوعات دارد.»

اگر از درک بالا برخوردار باشیم میدانیم که چگونه یک مدیر موفق شویم

مدیر موفق کیست؟

مدیریت اساسی ترین و مهمترین رکن موفقیت یک سازمان و مجموعه می باشد. تفاوت مدیران موفق و ناموفق در طرز فکر و نوع اقداماتی که انجام می دهند اما همه افرادی که دارای دانش مدیریت هستند ، با قرار دادن یک مدل مدیریتی متناسب با مجموعهای که در آن فعالیت می کنند ،می توانند یک مدیریت موفق داشته باشند و منشاء تحولات و تغییرهای مثبت باشند .

مدیریت اساسی‌ ترین و مهمترین رکن موفقیت یک سازمان و مجموعه می باشد. تفاوت مدیران موفق و ناموفق در طرز فکر ونوع اقداماتی که انجام می دهند اما همه افرادی که دارای دانش مدیریت هستند ، با قرار دادن یک مدل مدیریتی متناسب با مجموعهای که در آن فعالیت می کنند ،می توانند یک مدیریت موفق داشته باشند و منشاء تحولات و تغییرهای مثبت باشند .

شغل شما به عنوان مدیر، انجام دادن کار نیست، بلکه کمک کردن به دیگران در انجام کارهاست.

توضیح پت کریگان درباره‌ی مسئولیت‌های مدیریتی نشان می‌دهد که مدیران باید به کارایی و اثربخشی در فرآیندها توجه داشته باشند. کارایی یعنی انجام کارها با حداقل تلاش، هزینه یا اتلاف.

کارایی به خودی خود برای تضمین موفقیت کافی نیست. باید مدیران در جهت رسیدن به اثربخشی نیز تلاش کنند. اثربخشی یعنی به انجام رساندن وظایف در جهت برآوردن اهداف سازمانی، مثل رضایت‌مندی مشتری و خدمات به مشتریان.

برای اینکه بدانید چگونه یک مدیر موفق شویم باید به طرز فکرتان توجه کنید

مهارت های مدیران موفق

برای اداره یک کسب و کار کوچک هم باید مهارت های مدیریت را بدانید.

مدیر خوب به چه کسی گفته می شود؟ مهارت ها و سبک های مدیریتی مشخصی هست که باید روی آنها متمرکز شوید و مخصوصاً برای دارنده های کسب و کارهای کوچک.

اگر شما هم شرکت یا مؤسسه کوچکی را اداره می کنید، باید بدانید که این مهارت های مدیریتی چه هستند و سعی کنید که از آنها در رفتار و منش خود استفاده کنید.

ویژگی‌های شخصی

برخورداری از ویژگی‌های شخصی به بهتر شدنِ شما و تعاملات‌تان با دیگران کمک می‌کند و از شما مدیر موفقی می‌سازد که دیگران برای آن احترام قائلند و از پیروی کردن از او احساس رضایت می‌کنند.

برخی از این ویژگی ها عبارت اند از:

1.آرامش:

به عنوان مدیر موفق , نمی توانید زمانی که فشار بر روی شما است استراحت کنید. یک مدیر موفق در مواجهه با سختی‌ها ناامید نمی‌شود و تواناییِ آرام ماندن در شرای

شرایط بحرانی و انجام اقدامات لازم از خصوصیات چنین فردی است.

شرایط بحرانی می‌گوید که چگونه یک مدیر موفق شویم؟
شرایط بحرانی می‌گوید که چگونه یک مدیر موفق شویم؟

2.خود انگیزشی:

یک مدیر مؤثر اگر نمی تواند به خودش انگیزه دهد , نمی تواند به دیگران نیز انگیزه دهد .

خود انگیزشی , توانایی برای راه انداختن خودتان , و پذیرفتن مسئولیت های بعدی خودتان است , که یک ویژگی شخصیتی مهم برای یک مدیر موفق محسوب می شود .

انرژی بدهید و انرژی دریافت کنید. انگیزه بدهید و انگیزه بگیرید. این کار سختی نیست. افراد را با توجه به کوشش و تلاش و همچنین در نظر گرفتن توان شان تشویق کنیم. اگر احیانا کاستی و کوتاهی یا کم کاری سهوی از کارمندان به چشم خورد سیاست تشویقی خود را به کار ببرید و به کارمندان گوشزد کنید که تلاش آن ها در جهت پیشرفت خود و سازمان موثر تا چه اندازه موثر است.

3.قابلیت اعتماد:

به عنوان یک فرد باید قابل اعتماد باشید. مافوق ها و زیردستان شما باید بدانند که می توانند روی شما حساب کنند . افراد در این سازمان باید بتوانند به شما تکیه کنند.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی ایجاد اعتماد افراد

4.اعتماد‌به‌‌نفس:

گاهی اوقات صعود، بزرگترین مانع نیست، خودتان بزرگ ترین مانع هستید. یکی از ضروریات برای یک مدیر داشتن اعتماد به نفس ،هم باید در درون و اندیشه او وجود داشته باشد وهم در بیرون و در انتظار متجلی شود برخی اوقات،افراد،افراد فاقد اعتماد به نفس، به مقامات بالا و مدیریت عالی می‌رسند اما در آن پست نمی‌توانند ماندگار شوند و خود و سازمان را با مشکل مواجه می‌کنند.

شما به عنوان یک مدیر موفق  باید بتوانید تصمیمات‌تان را با اعتمادبه‌نفس بگیرید و به دیگران نشان بدهید که قادر به تصمیم‌گیری‌های درست هستید. اعتمادبه‌نفس شما به نفع اطرافیان‌تان است و ناخودآگاه به آن ها منتقل می‌شود.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی با اعتماد به نفس تصمیم گرفتن
چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی با اعتماد به نفس تصمیم گرفتن

5.انعطاف پذیری:

میزان خاصی از انعطاف‌پذیری برای انطباق با موقعیت‌های مختلف، لازمه‌ی مقام مدیریت است، چرا که او ممکن است نیاز داشته باشد با شرایط در حال تغییر سازگار شود.

شما به عنوان یک مدیر موفق باید پیوسته خود را با شرایط وفق دهید و اگر این کار را انجام ندهید، نه فقط کارفرمای شما بلکه هیچ کس وقتی که به دلیل انعطاف ناپذیری و ادامه مسیر اشتباه، منابعتان را از دست بدهید از شما حمایت نخواهد کرد.

در حقیقت مهم نیست که دقیقاً چه نوع کاری انجام می‌دهید، تلاش کنید انعطاف پذیر باشید به آن معنا که توانایی وفق دادن با تغییراتی که پیوسته رخ می دهند را داشته باشید.

وفق پیدا کردن با شرایط یکی از راه های این است که چگونه یک مدیر موفق شویم؟

6.خوش‌‌بینی:

آیا شما با امید، چشم‌به‌راه آینده هستید؟ نگرش خوش‌بینانه‌ی یک مدیر، روحیه‌‌ کارمندانش را بالا می‌برد، الهام‌بخش آنهاست و باعث می‌شود از کاری که انجام می‌دهند، لذت ببرند.

7.صداقت:

کارمندان به مدیر موفق اعتماد می‌کنند، چون به صداقت او ایمان دارند.

دانستن اینکه اکثر قریب به اتفاق کارکنان سازمان، از مدیرشان انتظار صداقت دارند، به شما کمک می کند تا هر چه بیشتر روی داشتن این ویژگی متمرکز شوید. کارمندان در واقع می خواهند مدیری صادق، با انصاف و رک داشته باشند. با رعایت اصل صداقت و تساوی در بین کارمندان، آنها را بیشتر نسبت به خود و کسب و کارتان وفادار خواهید کرد.

8.انتقاد پذیری:

انتقاد پذیر باشید، با کارمند خود صادق باشید، کارمندان‌تان از شما الگو می‌گیرند و مانند شما عمل می کنند. مطالعه کنید، هر کارمندی یک مدیر اهل مطالعه و یادگیری  را بیشتر می پسندد تا کسی که بر اساس حدس و گمان و بی پایه و اساس رفتار مدیریتی از خود بروز می دهد.

شوخ طبع و خوش اخلاق باشید اما جدی و محترم و برای کارمندان احترام و ارزش ویژه ای قائل شوید چرا که رفتار شما مانند آیینه ای است که هر آنچه کنید به خودتان باز می گردد.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی رعایت تساوی در بین کارمندان

ویژگی‌های کاری و ارتباطی

یک مدیر موفق باید بتواند به‌نحو مؤثری ارتباط برقرار کند. شاید از ویژگی‌های مختلفی که به ارتباطات مربوط می‌شوند، تعجب کنید. حتماً توانایی خود را برای برقراری ارتباط تقویت کنید. اگر می‌خواهید هم‌زمان با انجام وظایف مدیریتی‌ خود، به‌ خوبی با دیگران ارتباط داشته باشید، سعی کنید از ویژگی‌های زیر برخوردار شوید:

1.ارتباطات:

یکی از عادت های مدیران موفق این است که به دنبال ایجاد ارتباطی صادقانه با تمام اعضای مجموعه هستند و مستقیما از آنها بازخورد می گیرند. با این کار باعث برانگیخته شدن انگیزه در بین کارمندان خود می شوید.

زمانی که کلمات و پیام ها مستقیما بین شما و کارمندانتان منتقل شود، تاثیرات بسیار مثبتی در فرهنگ مجموعه و پیشبرد اهداف آن می گذارد.

2.شناسایی افراد کاردان:

اولین و مهم ترین راز از رازهای یک مدیر موفق این است که به نیروهای فعال، متعهد، کاربلد و خلاق به چشم یک سرمایه نگاه کند. کارمندی که شرافت کاری بالا دارد، به کار و هدف خود متعهد و پایبند است و برای آن ارزش قائل است و به پیشرفت خود و مجموعه اش می اندیشد و هر روز یک نکته جدید می آموزد.

در حقیقت یک سرمایه گرانبها است که یک مدیر باید به آن توجه کامل و کافی داشته باشد و در حفظ نیروهایی که این امتیازات را دارند تلاش کند چرا که حفظ این نیروها مساوی است با  کمک به حفظ بقا و پیشرفت مجموعه و سرعت بخشیدن به رشد و توسعه آن سازمان.

اواین راز این که چگونه یک مدیر موفق شویم این است که به چشم سرمایه به کارمندان نگاه نکنیم

3.مرخصی:

گاهی به خود و کارمندانتان مرخصی بدهید و در کنار هم به یک تور تفریحی کوتاه مدت بروید و حس یک خانواده بودن را در وجودشان برانگیزید، این هم برای شما خوب است هم کارمندان و کمک می کند تا بیشتر با روحیات و سلایق و علایق یکدیگر آشنا شوید و تعامل بهتری داشته باشید.

4.بیش‌تراز آن‌چه که از شما انتظار می‌رود انجام دهید:

این باید در تمام بخش‌های زندگی شما اعمال شود، وقتی که همیشه بیشتر از آن‌چه که از شما انتظار می‌رود را انجام دهید، یک نام تجاری شخصی که نشان‌دهنده صلاحیت، اعتبار و برتری شما است را به دست خواهید آورد.

زمانی که شما بیش‌تر از حد انتظار یک کار را ارائه می‌دهید، این کار مشوق گام‌های بعدی خواهد بود و مردم همیشه مایل هستند که با شما کار انجام دهند.

وقتی که در انجام نیاز‌ها و درخواست‌های مردم پیش‌دستی می‌کنید، یک قدم جلوتر گام برمی‌دارید. اگر رئیس‌تان از شما پیشنهاد یک هدیه عالی برای مشتری را خواست، تنها یک مورد را نام نبرید بلکه چندین گزینه با جزئیات کامل را پیش روی او قرار دهید.

مثلا اگر از شما خواسته شد که اتاق خواب را تمیز کنید، شما تمام خانه را تمیز کنید. به تمام درخواست‌ها توجهی یکسان داشته باشید مهم نیست که آن‌ها چقدر سرمایه‌گذاری نیاز دارند، زیرا شما می‌خواهید ارائه بیش از حد انتظار را برای خود یک عادت قرار دهید. به این صورت در تمام ابعاد زندگی خود با انگیزه و موفق خواهید بود.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی بیش از حد انتظار

5.در اداره اولین نفر حاضر شوید:

«من دوست دارم اولین نفری باشم که صبح در اداره حاضر می‌شوم، این کار به من زمانی می‌دهد که بتوانم تمرکز کنم و اولویت انجام کار‌ها را قبل از آغاز به کار بنویسم، گزارش‌های روزانه را در زمان مشخصی جمع‌بندی کنم و ایمیل‌های اضافی را پاک کنم.

زمانی که من صبح زود از خواب بیدار می‌شوم احساس پیش‌رو و اول بودن به من دست می‌دهد.» این ایده جیمز تورنتون (james Thornton) مدیر عامل بی باک سفر است. یک شرکت سفر‌های مخاطره آمیز جهانی که بیش از هزار سفر در بیش از صد کشور ارائه می‌دهد.

6.حضور داشته باشید:

«بعضی از مسائل هستند که نمی‌توان تلفنی حل کرد و هدایت بی‌درنگ در مدیریت یک پروژه از مهم‌ترین کار‌ها است. منظور من این نیست که شما باید با همه در ارتباط باشید ولی حضور فیزیکی شما در هنگام انجام کار بسیار مفید خواهد بود.

اقتباس تجاری من از قانون اول نیوتون این است؛ افراد و اشیاء در حال حرکت، تمایل به حرکت دارند و افراد و اشیاء در حال استراحت، تمایل به ادامه دادن استراحت دارند، پس نیاز به یک نیروی بیرونی دارند که آن‌ها را به حرکت در بیاورد و البته شما آن نیرو هستید.

گاهی اوقات نیاز نیست که شما چیزی بگویید و با حضور خود می‌توانید تاثیر بگذارید. بعضی مواقع حضور شما با احترام و قدرت سکوت می‌تواند باعث تلاش و سرعت کارمندان شود.» این روند روزانه برت تورنتون (Bert Thornton)، رئيس سابق و مدیر ارشد خانه وافل و نویسنده کتاب یافتن یک گوریل قدیمی، بود.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی تاثیر گذاری با حضور خودتان
چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی تاثیر گذاری با حضور خودتان

7.نظارت نکنید بلکه رهبر پرورش دهید:

«من تحت یک قانون کلی با بقیه افراد کار می‌کنم. هیچ‌گاه از کسی نمی‌خواهم کاری را که خودم انجام نمی‌دهم انجام دهد. با کمی راهنمایی و کمی توصیه تقریبا تمام افراد با صرف‌نظر از کاری که خواسته شده، به سطحی بالاتر از انتظار می‌رسند.

زمان گذاشتن برای رهبری‌، توصیه کردن و مشاوره به مردم، رهبران آینده را پرورش می‌دهد. برای من بهترین بخش کار به عنوان راهنما، دیدن افرادی است که در هنگام کار کردن در کنارم رشد کرده و خود را برای جایگا‌ه‌های شغلی بالاتر آماده می‌کنند.» دانیل فارر (Daniel Farrer) مدیرعامل شرکت Switchfly، یک شرکت فناوری جهانی این دیدگاه را دارد.

8.هر روز با کارمندان کلیدی صحبت کنید:

«هر روز با تمام کارمندان کلیدی خود صحبت می‌کنم تا بدانم که آن‌ها در حال انجام چه کاری هستند، چه مسائلی پیش آمده‌ است و چه مشکلی در حال حاضر دارند. این روش دید شما را در کار باز می‌کند و کمک می‌کند که مشکلات قبل از اینکه سرباز کنند، رفع و رجوع شوند.» کریگ داناوی (Craig Dunaway)، رئیس شعبه ساحل شرقی Penn، این راهنمایی را برای مدیران دارد.

9.کارکنانتان را خوب بشناسید:

اگر قصد دارید به یک مدیر موفق تبدیل شوید، باید کارکنان خود را به خوبی بشناسید و صحبت کردن یکی از بهترین روش های شناخت آنان است. شما می توانید با آن ها ناهار خورده و درباره موضوعات مورد علاقه شان صحبت کنید. هر چه بیشتر و بهتر کارکنان خود را بشناسید، بهتر می توانید تیم خود را هدایت کنید.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی شناخت خوب کارکنان

10.از اشتباه کردن کارکنانتان نهراسید:

به عنوان مدیر، شما مسئول کارهای زیر دستان خود هستید و همین طور مسئول اشتباهات آنها. از این رو ممکن است شما پیش قدم شوید و یکسری دستورالعمل های دقیق، شفاف و انعطاف ناپذیر تهیه کنید که از اشتباه کردن پیشگیری کنید.

مواظب باشید که کارکنانتان از اشتباه کردن نترسانید. در این صورت ممکن است آنها برای هر کار جزئی نزد شما آیند و کارشان را با شما چک کنند. در این صورت آنها اشتیاقی به تصمیم گیری نخواهند داشت چون ممکن است اشتباه کنند که منجر به این خواهد شد که کارمندان شما متکی به شما باشند.

کمتر بهره ور بوده و بیشتر وقت شما را بگیرند. آنان نیاز به فکر کردن دارند و برای این کار نیاز به یاد گرفتن دارند و برای یاد گرفتن گاهی اوقات اشتباه کردن لازم است. به آنها اعتماد کنید و حاشیه خطایی برایشان در نظر بگیرید.

عکس12+متن:به عنوان یک مدیر موفق مواظب باشید که کارکنانتان از اشتباه کردن نترسانید.

11.هیچ گاه خودتان را با تجربه ترین فرد ندانید:

همه مدیران دائما در حال دستور دادن و کارمندان در حال اطاعت کردن هستند. مدیران اغلب به سرزنش کارمندانشان مشغولند در حالی که گاهی اوقات اشتباه از خودشان بوده این گونه مدیریت نکنید حالت مطلوب این است که از خودتان توقع کاری بیشتری داشته باشید تا از کارمندانتان. قطعا هر کارمندی اهداف شرکت و مدیر شرکت را میداند بنابراین همیشه برای اهدافتان خودتان بیشتر تلاش کنید.

12.به صورت شخصی به قسمت های مختلف شرکت سر بزنید:

یکی دیگر از ترفندهایی که مدیران موفق از آن استفاده می کنند این است که سعی می کنند به قسمت های مختلف شرکت سر بزنند و به صورت مستقیم و بدون واسطه با کارمندان خود رو در رو شوند و با آنها در مورد مسائل، مشکلات، فعالیت ها و پروژه های شرکت و یا مشکلات شخصی صحبت کنند و در برخی موارد مدیران موفق سعی می کنند به صورت شخصی از کارمندان خود تشکر و قدردانی کنند.

این مورد ارتباط میان کارمند و مدیر را ارتقاء می دهد و برای اینکه کارایی کارمندان را بیشتر از پیش کنید سعی کنید این کار را در روز چندین بار تکرار کنید. لازم نیست در هر باری که از پله ها بالا و پایین می روید و قسمت های مختلف شرکت را بازدید می کنید از کارمندان تشکر کنید.

همین که به کارمندان بفهمانید به مانند یک رهبر در کنار آنها هستید کافی است. کارمندان به مدیری احتیاج دارند که پشت در اتاقش منتظر نمانند بلکه هر وقت بخواهند او را در همین مکان ها ملاقات کنند. این برای کارمندان از هر چیز دیگری با ارزش تر است.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی مستقیم ارتباط داشتن با کارمندان

13.تشویق کنید:

مدیران خوب همیشه می‌خواهند به کارمندان خود گوش دهند. سؤال بپرسید، در پاسخ تشویق‌شان کنید و آنها را برای پیشنهاد دادن آزاد بگذارید. تشویق، روش صادقانه‌ای است که از طریق آن نشان می‌دهید چقدر علاقه‌مند به شنیدن و بحث کردن درباره‌ی افکار کارکنان‌تان هستید؛

پس این افکار و پیشنهادات را پیگیری کنید. اگر پیشنهادی را نادیده بگیرد، نشان‌دهنده این است که علاقه‌‌‌ای به شنیدن پیشنهادات بیشتر ندارید. اگر پیشنهادی را عملی نکردید درباره‌ی دلایل‌تان حتما توضیح دهید و حتما از ارائه‌ی پیشنهاد مورد نظر قدردانی کنید.

مراقب باشید اگر کارمندی چیزی گفت که شما تمایلی به شنیدن آن نداشتید، از آن شخص ناامید یا عصبانی نشوید، چون باعث می‌شود دیگر بازخورد صادقانه‌ای از طرف تیم خود دریافت نکنید. به‌عنوان نمونه اگر یکی از کارمندان از جلسات هفتگی شکایت و عنوان کرد این جلسات فقط باعث اتلاف وقت می‌شود، حالت تدافعی به خود نگیرید و در عوض تمام موارد مبنی بر لزوم تشکیل این جلسات را به‌طور روشن بیان کنید؛

این روش از بحث کردن با کارمند شاکی مؤثرتر است. مهم این است که شما ارزش برنامه‌ریزی برای جلسات شرکت را در عمل به آنها نشان دهید. این امر باعث بهبود جلسات، روحیه‌ی تیم و بهره ‌وری مناسب می‌شود.

14.قاطع باشید:

گاهی اوقات تفاوت بین یک مدیر خوب و یک مدیر بزرگ در توانایی در تصمیم‌گیری است. برای اینکه بتوانید از تصمیمات خود دفاع کنید، باید به اندازه‌ی کافی اطلاعات جمع‌آوری کنید. وقتی دلایل مناسب، قاطع و کافی درباره‌ی تصمیم‌تان وجود دارد، نترسید و جلو بروید.

برخی از مدیران بی‌اراده و منفعل هستند و هرگز هیچ انتخابی ندارند. تیم شما و همکاران‌تان وقتی ببینند گزینه‌های انتخابی شما سنجیده هستند و تصمیمات محکمی می‌گیرید برای شما احترام قائل می‌شوند.

چگونه یک مدیر موفق شوید یعنی قاطعیت داشتن

15.محیط مناسبی برای یادگیری تیم‌تان ایجاد کنید:

برای یادگیری و رشد اعضای تیم خود به آنها فرصت‌ دهید. یک مدیر خوب همیشه خواهان بهبود مستمر کارکنان و پیشرفت شغلی آنهاست. بیشتر آنها توانایی بالایی برای یادگیری و گسترش دانش خود دارند و می‌توانند به شرکت کمک کنند. در این‌صورت خودشان هم راضی‌تر و خوشحال‌تر خواهند بود.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی به فکر پیشرفت کارکنان باشیم

وظایف مدیران موفق

امروزه وظایف مدیریتی فایول عبارتند از برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل. مطالعات نشان داده‌اند مدیرانی که این وظایف مدیریتی را به خوبی انجام می‌دهند، مدیران بهتری هستند. مثلا، هر چه یک مدیرعامل زمان بیشتری را صرف برنامه‌ریزی کند، شرکت او سودآورتر خواهد بود.

برنامه‌ریزی

برنامه‌ریزی به معنای تعیین اهداف سازمانی و ابزاری برای دستیابی به آن ها است. برنامه‌ریزی یکی از بهترین روش‌های بهبود عملکرد به حساب می‌آید. به وسیله‌ی برنامه‌ریزی، کارکنان تشویق می‌شوند که بیشتر تلاش کنند، رفتار خود را در جهت دستیابی به اهداف تنظیم می‌کنند و به روش‌های بهتر برای انجام کار خود بیندیشند.

اما مهم‌ترین مزیت برنامه‌ریزی برای شرکت‌ها این است که آنها سودآوری بیشتر و رشد سریع‌تری نسبت به شرکت‌هایی دارند که این کار را انجام نمی‌دهند.

مثلا پاسخ سؤال «کسب‌و‌کار ما چیست؟» در برنامه‌ریزی استراتژیک نهفته است. اگر شما بتوانید به این سؤال در ۲ جمله یا کمتر پاسخ دهید، آنگاه می‌توان گفت که برنامه‌ریزی بسیار شفافی برای کسب‌و‌کار خود دارید.

رکس تیلرسون (Rex Tillerson)، مدیرعامل شرکت اِکسان (Exxon) دقیقا می‌داند که شرکت در چه کسب‌و‌کاری حضور دارد و مهم‌تر از آن در چه کسب‌و‌کاری فعالیت نمی‌کند.

گوگل هم به همین ترتیب. اگرچه شرکت گوگل درآمد خود را از طریق تبلیغات اینترنتیِ جست‌وجو‌ محور کسب می‌کند، اما به جای اینکه بگوید در حوزه‌ی تبلیغات فعالیت دارد، کسب‌و‌کار خود را «سازمان‌دهی اطلاعات جهان» بیان می‌کند. با اینکه گوگل با صرف هزینه‌ی ۱.۶۵ میلیارد دلاری شرکت یوتیوب (YouTube) را خریداری کرد، اما با وجود یوتیوب هم به کاربران در دستیابی و سازمان‌دهی محتوای ویدئویی یاری می‌رساند.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی داشتن برنامه ریزی

سازماندهی

سازمان‌دهی به معنای تصمیم‌گیری در این خصوص است که در کجا باید تصمیمات اتخاذ شود، هر کسی چه وظایفی دارد و سلسله مراتب در شرکت چگونه است. به صفحه‌ی اصلی وب‌سایت یاهو (Yahoo) بروید و یک نگاه کلی به بخش‌های مختلف آن از جمله اخبار، ایمیل، پیام رسان (messenger)، خرید (خودرو، مسکن و …)، کسب‌و‌کارهای کوچک و خدمات ویژه (دانلود، موبایل و وب‌سایت شخصی) بیندازید.

چطور می‌توان این همه عنوان و فعالیت را سازمان‌دهی کرد؟ یاهو این کار را از طریق دو گروه مشتری یعنی مخاطب و تبلیغ‌کننده/ناشر و گروه تکنولوژی انجام می‌دهد. گروه مخاطب مسئولیت محصولات یاهو در جست‌وجو، رسانه، مجامع و ارتباطات را بر عهده دارد.

گروه تبلیغ‌کننده/ناشر تبلیغ‌کنندگان و آژانس‌ها، کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط، تبلیغ‌کنندگان محلی، نمایندگان فروش و ناشران را از طریق اینترنت به مشتریان هدف‌شان متصل می‌کند.

در نهایت، گروه تکنولوژی به واسطه‌ی ایجاد توانمندی‌ها و پلتفرم‌های فنی و تکنولوژیکی از کل سازمان پشتیبانی می‌نماید. مدیرعامل یاهو می‌گوید «ما بر این باور هستیم که داشتن یک سازمان مشتری‌مدار‌تر با پشتیبانی تکنولوژی‌های قدرتمند، به توسعه‌ی تجربیات پیشرفته برای ارزشمندترین جمعیت مخاطب سرعت خواهد بخشید.»

رهبری

سومین اصل در تعریف مدیریت، رهبری است. رهبری یعنی انگیزه دادن به کارکنان برای تلاش بیشتر در جهت دستیابی به اهداف سازمانی. وقتی آنه مالکاهی (Anne Mulcahy) مدیرعامل شرکت زیراکس (Xerox) شد، این شرکت با داشتن ۱۷.۱ میلیارد دلار بدهی و تنها ۱۵۴ میلیون دلار دارایی، در مرز ورشکستگی قرار داشت.

علاوه بر این، سیر نزولی درآمد و سیر صعودی ضرر باعث شده بود که ارزش سهام شرکت از ۶۴ دلار به تنها ۴.۴۳ دلار برسد. مالکاهی اذعان می‌کند که پذیرش مسئولیت بیرون کشیدن شرکت از ورطه‌ی ورشکستگی او را به وحشت انداخت. او در این باره می‌گوید «هیچ چیز من را به اندازه‌ی از خواب‌پریدن در نیمه‌شب و فکر کردن به ۹۶ هزار کارمند و بازنشسته و اتفاقات بد آینده به وحشت نمی‌انداخت.» با این حال، او این سِمت را پذیرفت.

مالکاهی که هر روز به دو تا سه شهر برای گفت‌وگو با مدیران و کارمندان زیراکس سفر می‌کرد از آنها می‌خواست حتی به اندازه‌ی یک دلار هم که شده به فکر صرفه‌جویی باشند و یادآوری می‌کرد که تنها چند روز برای فروش در این سه‌ ماهه باقی مانده است.

مالکاهی می‌گوید «چیزی که من در زیراکس به آن توجه فراوانی دارم، حفظ روحیه و انگیزه در شرکت است. به نظر من حفظ روحیه مهم‌ترین عاملی است که ما را برای رسیدن به نتیجه توانمند می‌سازد. افراد باید احساس کنند که مشارکت آنها اهمیت دارد.

من بخش اعظمی از زمان خود را با مشتریان و کارکنان گذراندم و برای ما به عنوان رهبران شرکت هیچ چیزی بیشتر از برقراری ارتباط با این دو بخش تعیین‌کننده، اهمیت نداشت.»

امروز در نتیجه‌ی رهبری مالکاهی و تلاش و کوشش کارکنان زیراکس، این شرکت توانست مجددا روی پای خود بایستد و سودآوری و ثبات مالی گذشته را کسب کند.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی انگیزه دادن به کارکنان

کنترل

آخرین وظیفه مدیران کنترل کردن است. کنترل به معنای نظارت بر پیشرفت دستیابی به اهداف و اتخاذ تدابیر اصلاحی در هنگام عدم پیشرفت است. فرآیند اساسی کنترل شامل تعیین استاندارد برای دستیابی به اهداف، مقایسه‌ی عملکرد واقعی با استاندارد و اِعمال تغییرات برای بازگرداندن عملکرد به حالت استاندارد می‌شود.

خطوط هوایی کانتیننتال (Continental Airlines) به منظور کاهش هزینه‌ها (استاندارد) برای بازگرداندن سودآوری خود (هدف)، تصمیم گرفت که به جای دادن کل قوطی‌ نوشیدنی به مسافران، فنجان‌های کوچک نوشیدنی به آنها بدهد (اقدام اصلاحی).

سخنگوی شرکت، از این اقدام دفاع می‌کند و می‌گوید «مهمان‌داران به ما گفته‌اند که کیسه‌های زباله بعد از هر پرواز پُر از زباله‌های نوشیدنی‌ها می‌شود و ما مجبور می‌شویم نصف نوشیدنی‌ها را دور بریزیم.» اگرچه شرکت کانتیننتال هنوز به مشتریانی که یک قوطی کامل درخواست می‌کنند نه نمی‌گوید، اما همین تصمیم باعث صرفه‌جویی سالیانه ۱۰۰ هزار دلاری شرکت شده است.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی ارزیابی و پیگیری

کتاب چگونه یک مدیر موفق باشیم

کتاب مدیریت از برایان تریسی تکنیک و روش های لازم برای تبدیل شدن به مدیری موثر و کارآمد برای شما که می خواهید بدانید چگونه مدیر موفقی باشیم؟

کتاب مدیریت برایان تریسی به ما می آموزد که چگونه مدیر موفقی باشیم؟

چگونه مدیر موفقی باشیم؟ و یا اینکه اصلا یک مدیر موفق کیست؟

این گونه پاسخ می دهد که:

مدیر موفق کسی است که با عملکرد صحیح و اصولی، بهترین نتایج را برای سازمانش به ارمغان می آورد.

مدیر موفق به نحوی از توانایی های کارکنانش استفاده می کند که آن ها نهایت تعهد و تعلق را به سازمان داشته باشند.

توانایی هر سازمان به کارآمدی و عملکرد مدیران آن سازمان بستگی دارد.

مدیران مؤثر و کارآمد شاخص کلیدی موفقیت سازمان ها می باشند.

چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی عملکرد صحیح و اصولی داشتن
چگونه یک مدیر موفق شویم یعنی عملکرد صحیح و اصولی داشتن

کتاب مدیریت کردن هنری مینتزبرگ

کتاب مدیریت کردن بر پایه‌ی پژوهش‌های میدانی نوشته شده است.

مینتزبرگ ۲۹ روز را در کنار ۲۹ مدیر از صنایع مختلف گذرانده و با آن‌ها جلسات و مصاحبه‌هایی هم داشته است. این مدیران از بخش‌های مختلف (تجاری، دولتی، سلامت و خدمات اجتماعی) و در رده‌های متفاوت (مدیر عملیاتی، مدیر میانی و مدیر ارشد) انتخاب شده‌اند.

مینتزبرگ در نخستین فصل کتاب با نقل جمله‌ای از رُی لوییس تأکید می‌کند که بر خلاف تصور عمومی، هنوز درک کاملاً شفاف و روشنی از فعالیت‌های یک مدیر وجود ندارد:

ما حتی عادت‌ها، انگیزه‌ها و اسرار مردم ساکن مناطقی مانند گینه‌ی نو را هم بیشتر از مدیران اتوکشیده‌‌ نشسته در دفترِ شرکت‌هایی مثل یونیلیور می‌شناسیم.

تعریف مدیریت از نگاه مینتزبرگ

مینتزبرگ مدیریت را با مسئولیت یک مجموعه هم‌ارز می‌داند و می‌گوید: «مدیر به تعریف من، کسی است که مسئولیت کل یک سازمان یا بخش‌ِ تفکیک‌شده و قابل‌تشخیصی از سازمان بر عهده‌ی اوست.» این تعریفی است که مدیران به خوبی آن را درک می‌کنند، اما شاید کسانی که هنوز در جایگاه مدیریتی قرار نگرفته‌اند، آن را به سادگی درک و هضم نکنند.

کتاب قصه های شب برای مدیران هنری مینتزبرگ
کتاب قصه های شب برای مدیران هنری مینتزبرگ

مدیر موفق

مدیران موفق به یک باره به اینجا نرسیده اند. آنها هم به مانند دیگر مدیران معمولی از همین ترفندها استفاده کرده اند. اگر شما هم ارزش یک مدیر موفق را درک کرده اید سعی کنید از این نکاتی که در این مقاله ارائه شده است استفاده کنید تا به راحتی به مدیری تبدیل شوید که همه ی کارمندان از دیدن آن لذت ببرند.

موفق و سربلند باشید…



  1. کیانمهر

    سلام به امیدروزی که مدیران موفق رادرجامعه ببینیم که این اصول رارعایت می کنند

    پاسخ دادن
  2. صفری

    ممنون از مقاله خوبتون

    پاسخ دادن
  3. حمیده فعال فرد

    سلام به خاطر مقاله جامعتان از شما تشکر می کنم لطفا سازمان یا شرکت ایرانی موفق در حال حاضر هم مثال بزنید شرایط ایران با امریکا متفاوت است و نمی دانم راهکارهایی که شرکتهای امریکایی را موفق کرده چقدر در مورد ایرانی ها صادق است.

    پاسخ دادن
    1. حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      سلام وقت بخیر
      مسیر یکیه شما باید متناسب با شرایط عمل کنید
      خوشحالم براتون مفید بوده
      ممنون از شما

      پاسخ دادن
  4. رقیه کریمی

    سلام اگر مدیران این اصول را بلد بودن همه در کارشان موفق میشدند و از طرفی کارکنان هم همه راضی بودند ولی متاسفانه در جامعه ما این طور نیستند

    پاسخ دادن
  5. معصومه شاهری

    سلام.مدیران موفق برنامه ریزی کنترل رهبری قاطعیت سازماندهی وبااعتماد بفس ،صداقت ،خلاقی هستند.عالی بود.سپاس

    پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*

Call Now Buttonتماس با گام برتر
با این راهکار ها فروشت رو چند برابر کن
میخوام از تخفیف استفاده کنم
close-image