زندگینامه شهید چمران

زندگینامه شهید چمران را میخواهیم بررسی کنیم که حتماً او را می‌شناسید. او زندگی پر از افتخارات و موفقی را داشته است ازجمله: کسب رتبه ۱۵ در کنکور و فرماندهی جنگ های نا منظم و…. شهید چمران انسان بسیار موفقی بود که در هر عرصه ای خوش درخشیده بود. همه تلاش خودش را می‌کرد تا مسلمانان در هر جایی بهترین باشند. او در دانشگاهی درس خواند بود که آرزوی بسیاری از مردم جهان بود و برای آن سر و دست می‌شکاندند. او در سازمان ناسا نیز استخدام شده بود  سازمانی که رفتن به آن به کار هر کسی نیست. تا به اینجای کار به نظرم شخصیت علمی و پرتلاش اورا درک کرده اید. او در زندگی‌اش آنقدر فراز و نشیب داشته است که نمی‌توانیم تصورش را بکنیم. پس اگر می‌خواهید بدانید که شهید چمران کیست و چه حماسه‌هایی را در طول هشت سال دفاع مقدس برای کشور عزیزمان آفریده، با ادامه مقاله زندگینامه شهید چمران همراه باشید.

زندگی نامه شهید مصطفی چمران
زندگی نامه شهید مصطفی چمران

مهم ترین بخش های زندگی شهید چمران

  • کودکی شهید چمران
  • مدرسه نیکویی
  • تا پای جان در راه هدف
  • ماجرا دانشگاه رفتن
  • مگر جوانی با اینهمه استعداد می‌شود؟
  • از بیست بالاتر
  • یک مدرک کافی نیست
  • راز شهید چمران
  • سخن پایانی

کودکی شهید چمران

آقا سید مصطفی چمران ساوه‌ای، از بچه‌های محله ۱۵ خرداد بود. شاید از خودتان بپرسد که چرا ساوه‌ای؟ جواب این سوال برای من  هم جالب بود. حاج حسن چمران پدر بزرگوار شهید چمران در روستایی نزدیک ساوه زندگی می‌کرد و وقتی که دید در آنجا نمی‌تواند درآمد خوبی را داشته باشد به تهران آمد تا زندگی بهتری را برای فرزندانش بسازد. به هر حال آن‌ها در تهران بودند و مصطفی دوران کودکی خودش را در آن محل سپری کرد. مصطفی علاقه‌ زیادی را به دین اسلام داشت. به همین خاطر از دوران کودکی خودش در جلسات قرآن شرکت می‌کرد که این جلسات موجب میشد درک بهتری نسبت به دین اسلام پیدا کند. همین حضور او در جلسات روحیه انقلابی او را تقویت کرد که می‌توانست در آمریکا دست به کارهایی بزند که حتی افسران جنگی هم نمی‌توانستند تصورش را بکنند.

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-تقوا
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-تقوا

مدرسه نیکویی

آقا مصطفی در همان پانزده خرداد تحصیلات ابتدایی خود را به مدرسه انتصاریه می‌رفت. شاید شما هم اینطور فکر کنید که شهید چمران همه نمراتش را ۲۰ بوده و از بهترین های مدرسه انتصاریه بود و از همان کودکی بسیار درس خوان بوده که توانسته رتبه خوبی را در کنکور کسب کند. راستش را بخواهید، مصطفی چمران وقتی در کلاس اول درس می‌خواند، نمرات خوبی را نداشت. او اصلاً به درس خودش اهمیت نمی‌داد و مدرسه را آنطور که باید جدی نمی‌گرفت و وقت خودش را با دوستانش می‌گذراند. او به این کار خود تا سه سال ادامه داد که ناگهان ذهنیتش به کلی تغییر کرد. کلاس  ها و جلساتی که ششهید چمران شرکت کردند تاثیر خودش را به خوبی گذاشت.

این کلاس‌ها به او یاد داد که مصطفی با درس نخواندن خودش نمی‌تواند قدم بزرگی را در راه اسلام بردارد و به تمامی جهان اثبات کند که مسلمانان از بهترین‌ها در علم هستند و حرفی را برای گفتن دارند. هدف واقعاً والایی است. این هدف بسیار بزرگ با این چنین درس خواندن محقق نخواهد شد.  مصطفی چمران در درس‌هایش ضعیف بود و مطمئناً نمی‌توانست کاری را از بیش ببرد.

اما اگر همه ما هدفی را برای زندگی خودمان داشته باشیم، هر طور که شده سعی می‌کنیم که آن‌ها را در زندگی خودمان عملی کنیم و در زندگی به آن‌ها دست پیدا کنیم. خب شهید چمران نیز برای هدفش دست به هر کاری زد تا این که به هدف خودش رسید و تمامی کسانی را که می خواست از قدرت جوانان مسلمان آگاه سازد آگاه ساخت.

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-فقر
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-فقر

تا پای جان در راه هدف

آقا مصطفی تصمیم گرفت که در علوم ریاضی خود را نشان دهد و بهترین در رشته خودش باشد. پس تمامی تلاش خودش را کرد تا به بهترین مدارس راه پیدا کند و در آن‌جا آموزشات لازم را ببیند و به مسیر درخشش خودش ادامه دهد. دکتر چمران در این راهی که قدم در آن نهاده سختی های بسیار زیادی را متحمل شد. او سختی کشید تا به اهدافش برسد. شهید چمران به خوبی این را می‌دانست که هر مسیری مشکلات خاص خودش را دارد پس برای همین شب و روز درس خواند و ثمره این تلاش‌هایش را گرفت که  قبولی در دارلفنون البرز بود. حتماً با مدارس البرز آشنا هستید ابن نوع مدارس جزو مدارس ببسیار خوب کشور هستند، مدارسی بالاتر از استعدادهای درخشان که اکثر افرادی که در این مدارس مشغول به تحصیل هستند رتبه و مقام آور بسیاری از المپیاد های بزرگ هستند. روزها گذشت تا این که نوبت به کنکور سراسری رسید. این کنکور سرنوشت دانش‌آموزان را مشخص می‌کرد که در کدام دانشگاه می‌توانند درس بخوانند و همانطور که دانستید، مصطفی با هنرنمایی از خودش رتبه ۱۵ را گرفت.  

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-فزیک پلاسما
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-فزیک پلاسما

ماجرای دانشگاه رفتن

در کنکور به رتبه مطلوب و دلخواهی که می‌خواست رسید و راهی دانشگاه فنی تهران شد. دانشگاهی که شاید همه هم سن و سالان او آرزوی رفتن به آن‌جا را داشتند. جالب تر از آن، رشته‌ای که هر کسی نمی‌تواند از پس مسائل آن بر بیایید. رشته ای که شهید چمران به تحصیل آن مشغول شد الکترومکانیک بود. اما مصطفی تصمیم گرفته بود که غیر ممکن‌ها را ممکن کند. پس در همان رشته کارهایی را به نمایش گذاشت که دیگران مبهوت او شدند. کار چمران آنقدر خوب بود که مورد توجه غربی‌ها قرار گرفت و از طرف دانشگاه تگزاس ای اند ام به او نامه‌ای زده شد که در آن دانشگاه قبول شده و دولت او را بورسیه می‌کند. آقا مصطفای قصه ما اصلاً از رفتن به آمریکا خوشحال نبود، چون با علایق و روحیات او سازگار نبود.

اما از طرفی دیگر می‌خواست به هدف اصلی خودش برسد، هدفی که سالیان سال برای آن تلاش کرده بود. حالا فرصتی پیش آمده بود که آن را جهانی کند. او از یک سو باید دنبال هدفش می‌رفت و از سوی دیگر باید خودش را در راهی که می‌خواست باشد حفظ کند. درنهایت آقا مصطفی دانشگاه رفتن را انتخاب کرد، چرا که با هدف او مرتبط است. از سوی دیگر به او کمک می‌کرد مسیری را که می‌خواست در آن بماند را در کشورهای دیگر ترویج دهد. پس بعد از کلی جنگ و دعوا مصطفی تصیمیم خودش را گرفت و چمدان‌هایش به مقصد آمریکا را بست.

مگر جوانی با این همه استعداد می‌شود؟

واقعاً مگر جوانی با این همه استعداد می‌تواند وجود داشته باشد. بعد از هنرنمایی مصطفی چمران در کنکور سال ۱۳۳۳، کوله بار سفر خودش را به سوی آمریکا بست و به دانشگاه تگزاس ای اند ام رفت و در رشته مهندسی برق شروع به تحصیل کرد. اکثر افرادی که در دانشگاه درس می‌خوانند، مهندسی برق را یکی از سخت‌ترین رشته‌های دانشگاهی می‌دانند. به طور کلی مهندسی برق هیولایی برای دانشجویان است.

اما خودتان هم می‌دانید، با آن رویاهایی که دکتر چمران داشت، درس خواندن در این رشته یکی از کوچک‌ترین‌ کارهایی بود که او بایستی در این مسیر انجام می‌داد.

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-مدرسه ابتدایی
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-مدرسه ابتدایی

از بیست بالاتر

در سال‌های آخر تحصیل در مهندسی برق، مصطفی درگیر پایان نامه خودش بود، پایان نامه‌ای که در آن دانشگاه غوغا کرد و استادان آن‌جا را به حیرت آورد. اصلاً بیایید به داستان آن نگاه کنیم.

” لحظه ارائه او فرا رسیده بود، مثل همیشه با لباس‌های غیر رسمی و گشاد به صحنه آمد. وقتی داشت پایان نامه خودش را ارائه می‌داد، درخشش خاصی در چشمانش بود، درخششی که چشمان استادان را مبهوت خود کرده بود،هر کلمه از سخنانش گوهر‌های گرانبهایی بود، وقتی که ارائه خودش را به پایان رساند، استادان همگی بلند شدند و به افتخار او دست زدند. وقتی که آن‌ها می‌خواستند به او نمره بدهند یکی از آن‌ها گفت: تو آنقدر خوب بودی که خیلی حیف است به تو ۲۰ بدهیم، پس من نمره ۲۲ را به شما می‌دهم.”

یک مدرک کافی نیست!

دکتر چمران برای خودش زندگی را برنامه‌ریزی کرده بود که نتواند حتی سرش را هم بخاراند، به عبارتی، او گرفتن مدرک کارشناسی برق را برای رسیدن به خواسته‌ای که داشت کافی نمی‌دانست و سریع رفت سراغ رشته بعدی، رشته فیزیک پلاسما. این رشته یکی از سخت‌ترین رشته‌ها در شاخه ریاضی و فیزیک است و کمتر کسی جرأت این را دارد که به سمت آن برود. یعنی باید آب دیده میدان امتحانات و آزمون‌ها باشی. اگر بخواهم بیشتر درباره این رشته با شما صحبت کنم باید بگویم که در این شاخه از فیزیک بیشتر با مواد ریز اتمی سر کار دارند. درست است که این کار بسیار سخت بود ولی دکتر توانست کارش را به خوبی هر چه تمام‌تر انجام بدهد.

مصطفی با درخشش طوفانی، نظر غربی‌ها را به خودش جلب کرد و از طرف آن‌ها پیشنهاد کار در سازمان‌هایی مثل ناسا را گرفت. البته مصطفی یک رازی داشت که در ادامه این مقاله حتماً به آن خواهیم پرداخت. 

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-جبهه
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-جبهه

ورود به آمریکا

مصطفی چمران به خاطر تحصیل و بورسیه شدن به آمریکا آمد و در آن‌جا مشغول به کار شد، البته او در همان آمریکا هم دست از سیاست برنداشته بود و مدام اخبار ایران را دنبال می‌کرد. آقا مصطفی تجربیات جالبی را در دوران حضورش در آمریکا داشته که از جمله‌ آن‌ها می‌توان به تجمع در محل سازمان ملل اشاره کرد.

داستان از این قرار بود که ایرانیان بروند و در عبادتگاه سازمان ملل بست بشینند. این عبادتگاه ترکیبی از مسجد و کلیسا بود و برخی از رهگذران در آن‌جا برای چند لحظه‌ای می‌ایستادند و با خدای خود راز و نیاز می‌کردند. این دوازده ایرانی تصمیم گرفتند تا در آن‌جا به نشانه اعتراض بنشینند. پس از مدتی توجه مأموران امنیتی سازمان به ایرانیان جلب شد. چرا که آن‌ها بیش‌تر از حد معمول در آن عبادتگاه نشسته بودند. وقتی که مأموران به داخل عبادتگاه آمدند، به ایرانیان دستور دادند که از آن‌جا خارج شوند و محل را ترک کنند. اما همانطور که آن‌ها با هم توافق کرده بودند در آن‌جا به نشستن خودشان ادامه دادند، و گفتند: ((ما تا وقتی که دبیر کل سازمان ملل را نبینیم، از جای خودمان تکان نمی‌خوریم!))

از طرف دیگر، یک عده از دانشجویان نیز در رو به روی سازمان ملل به اعتراض از رژیم شاهنشاهی ایران تجمع کرده بودند. این تجمع دانشجویان نظر بسیاری از خبرنگاران را جلب کرد و آن‌ها را به آن‌‍ جا کشاند. در این حال مأموران سازمان ملل با ایرانیانی که در عبادتگاه نشسته بودند، به طرز خیلی بدی رفتار کردند و آن‌ها را کشان کشان به بیرون محوطه سازمان ملل راندند. جالبه که همه این اتفاقاتی که افتاد، توسط خبرنگاران در سراسر آمریکا بخش شد و به مردم نشان داد که پشت پرده سازمان ملل چه چهره‌هایی خوابیده است.

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-ای اند ام
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-ای اند ام

راز شهید چمران

دکتر چمران یک راز برای آمریکایی‌ها بود. در حقیقت ماجرا از این قرار است که چمران می‌توانست به همراه پنج تن از دوستان مسلمان خودش از متفکران سلاح‌های آمریکایی باشد، اما این کار را نکرد، چون هدف اصلی او در زندگی‌اش اسلام بود و وقتی که اسم اسلام و مسلمان به میان می‌آمد از خود بی خود می‌شد. به جز این ماجرا دکتر چمران بسیاری از فرصت‌های خوب خود را به خاطر هدفش از دست داد، اما با این کارها خود را بهشتی کرد.  

در مصر

پس از مدتی کار در آمریکا، و اتفاق افتادن قیام پانزده خرداد در تهران، مصطفی به همراه خسرو قشقایی به مصر رفت و در آن‌جا مشغول به آموزش در دوره‌های چریکی شد، دوره‌هایی طاقت فرسا که عرق مسافرانش را در می‌آورد و آن‌ها را به شدت خسته می‌کرد. به طور کلی کمتر کسی  می‌توانست در آن جا طاقت بیاورد و نمره خوبی را به دست آورد. اما مصطفی مرد روزهای سخت بود و برای آن روزها ساخته شده بود.

ابو یاسر، یکی از دوستان معروف دکتر چمران بود. او از دکتر چمران پرسید: که چرا به مصر مهاجرت کرده، تو همه چیز در آمریکا داشتی پس چرا به مصر آمدی و خودت را به سختی انداختی؟

در جواب این سؤال چمران گفت: (( من به مصر آمدم که در پیشرفت صنایع آمریکا سهیم نباشم، به مصر آمدم تا به برادران مسلمان خودم کمک کنم و باعث پیشرفت آن‌ها شوم.))

زندگی نامه شهید مصطفی چمران-عکس چمران
زندگی نامه شهید مصطفی چمران-عکس چمران

در لبنان

در سال ۱۳۵۰ دکتر چمران، آموزش جنگ های نامنظم یا به اصطلاح چیریکی را به صورت کامل دیده بود و می‌توانست به عنوان یکی از فرماندهان جنگی فعالیت کند. در همان سال عازم لبنان شد تا در کنار برادران مسلمانش بجنگد. در آن دوران چمران در کنار موسی صدر(رهبر شیعیان در لبنان) به جنگ با متجاوزان پرداخت. جنگ تأثیرات زیادی را بر روی زندگی چمران داشت. او به خاطر ایستادگی و کمک به برادران مسلمان خودش مجبور شد که خانواده خودش را ترک کند و در کنار خانواده فقرا بایستد. او خودش را خاک پای فقرا می‌دانست.

چمران در لبنان فرمانده مدرسه صنعتی جبل و العمل بود و دانشجویان زیادی را تربیت کرد. دکتر چمران در آن دوران ماجراهای زیادی را رقم زد که در ادامه مقاله به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

سخنان پایانی شهید چمران در کتاب خدا بود و هیچ کس نبود.

اي حيات با تو وداع مي کنم؛ با همه زيبايي هايت، با همه مظاهر جلال وجبروتت، با همه کوه ها وآسمان ها ودرياها وصحراها، با همه وجود وداع مي کنم.

با قلبي سوزان وغم آلود به سوي خداي خود مي روم و از همه چيز چشم مي‌پوشم. اي پاهاي من، مي‌دانم شما چابکيد، مي‌دانم که در همه مسابقه ها گوي سبقت از رقيبان ربوده ايد ، مي دانم فداکاريد، مي دانم که به فرمان من، به سوي شهادت صاعقه وار به حرکت درمي‌آييد، اما من آرزويي بزرگ تر دارم، من مي‌خواهم که شما به بلندي طبع بلندم، به حرکت درآييد، به قدرت اراده آهنينم محکم باشيد، به سرعت تصميمات وطرح هايم سريع باشيد. اين پيکر کوچک ولي سنگين آرزوها ونقشه ها واميدها ومسئوليت ها را، به سرعت، به هر نقطه دلخواه برسانيد. در اين لحظات آخر عمر، آبروي مرا حفظ کنيد.

شما سال هاي دراز به من خدمت کرده ايد، از شما مي‌خواهم که اين آخرين لحظه را به بهترين وجه ادا کنيد. اي پاهاي من، سريع وتوانا باشيد، اي دست هاي من قوي ودقيق باشيد، اي چشمان من تيزبين وهوشيار باشيد، اي قلب من، اين لحظات آخرين را تحمل کن، اي نفس، مرا ضعيف وذليل مگذار، تا چند لحظه بيشتر با قدرت واراده، صبور وتوانا باش. به شما قول مي‌دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتي عميق وابدي، آرامش خود را براي هميشه بيابيد وتلافي اين عمر خسته کننده واين لحظات سنگين وسخت را دريافت کنيد. من، چند لحظه بعد به شما آرامش مي دهم ….»


نویسنده: محمدرضا شهری
نویسنده: محمدرضا شهری از تیم گام برتر

 

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*