چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم؟

زمانی که شما زندگی نامه افراد موفق را مطالعه می‌کنید ممکن است فکر کنید فردی تا این اندازه موفق از همان ابتدا اهداف و علایقش را می‌شناخت و یک برنامه کاری شدید را برای رسیدن به آن‌ها دنبال کرده است و می دانستند چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنند. اما قصد دارم در این مقاله به شما بگویم این فکر اشتباه است.

چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم
چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم

عوامل مهم در انتخاب مسیر شغلی درست

  • چتر نجات کسب و کار شما چه رنگی است؟
  • اصول یک برنامه‌ریزی شغلی درست
  • برنامه‌ریزی شغلی سازگار
  • برنامه ریزی ABZ
  • برنامه‌ریزی بر اساس مزیت رقابتی
  • یادگیری را اولویت بندی کنید
  • ریسک کنید، اما کوچک و قابل جبران!

این مطالب، مهم‌ترین مسائلی هستند که اگر آن‌ها را به خوبی رعایت کنیم،می‌توانیم در یک مسیر شغلی درست قرار بگیریم. پس برای دانستن این نکات در ادامه این مقاله با من همراه باشید.

چتر نجات کسب و کار شما چه رنگی است؟

پرفروش‌ترین کتاب راهنمایِ شغلی نام عجیبی دارد « چتر نجات شما چه رنگی است؟ ».

اما وقتی مسأله ترسیم یک برنامه کاری مطرح است چنین سؤالی نادرست است. سؤالی که شما باید از خودتان بپرسید این است که آیا چتر نجاتتان می‌تواند شما را در شرایطی که پیوسته در حال تغییر است، در ارتفاع بالا نگه دارد؟

حقیقت ناخوشایند این است که در چشم انداز کاری امروزی، چتر نجات شما، بدون توجه به رنگ آن، ممکن است پاره پاره شود و از هم بپاشد و اگر تا به حال این اتفاق برای شما نیوفتاده، توجه داشته باشید که ممکن است چنین اتفاقی در هر زمانی بیفتد.

در اولین فصل کتاب، نویسنده کتاب چتر نجات، ریچارد بالز، می‌نویسد: « مهم است قبل از اینکه به دنبال کار بگردید تصمیم بگیرید که دقیقاً به دنبال چه هستید. خواه آن را علاقه خود می‌نامید یا هدف در زندگی یا رسالت و مأموریتتان … علاقه را در اولویت قرار دهید و بعد به دنبال کار بگردید».

نکته قابل توجه این است که بعد از ۴۰ سال از چاپ مکرر این کتاب هنوز هم این گفته سخنی است که طیف وسیعی از افراد آن را باور دارند.

در بسیاری از جاهای دیگر نیز، توصیه های مشابهی می‌شنوید. عادت شماره ۲ در کتاب هفت عادت مردمان مؤثر اثر استیون کاوی این است:« کار را با در نظر داشتن هدف درست شروع کنید».

 به ندای قلب‌تان توجه کنید و به دنبال علاقه خود بروید. بعد از اینکه هدف یا مجموعه‌ای هدف‌ها را برای خودتان مشخص کردید، باید برای رسیدن به آن‌ها برنامه‌ای طولانی مدت داشته باشید. شما باید اهداف مشخصی را به همراه جزئیاتشان بنویسید . بر اساس آن، یک نقشه راه مشخص برای رسیدن به آن موقعیت تهیه کنید.

حتماً به این موضوع توجه کنید که مهم است اهداف با ارزشی داشته باشید. اگر به انجام کاری علاقه داشته باشید آن را با لذت و تعهد انجام می‌دهید و نتیجه بهتری هم می‌گیرید.

روش درست این است برای درک اینکه آیا واقعاً در انجام کاری خوب هستید واین که آن را دوست دارید، لازم است که برای مدت زمان مشخصی آن را انجام دهید تا بدانید که چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنید.

چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم؟
چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم

اصول یک برنامه ریزی شغلی درست

مطلبی که همه ما به خوبی به آن واقف هستیم این است که با به کار بردن چنین توصیه‌هایی در دهه‌های گذشته می‌توانستیم به یک برنامه ریزی شغلی مناسب برسیم و چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم. اما امروزه در برنامه ریزی شغلی، با وجود دانستن چنین توصیه‌هایی، اشکالات قابل توجهی متوجه این رویکرد است. در دنیای کاری امروز شما تغییر خواهید کرد، محیط پیرامون شما تغییر خواهد کرد، دوستان و رقبای شما تغییر خواهند کرد.

نکته اول:

این رویکرد، دنیا را ثابت و بدون تغییرات می‌بیند. در حالی که همانطور که در مقاله کارآفرینی توضیح دادیم چشم انداز کاری، دیگر آنچه که در گذشته بود، نیست. تصمیم برای اینکه در ۱۰ سال آینده می‌خواهید کار خاصی را انجام دهید و برنامه ریزی برای رسیدن به آن نقطه مشخص، ممکن بود زمانی مفید باشد که محیط پیرامون ما دچار هیچ تغییری نمی‌شد.

این برنامه ریزی زمانی به کار می‌آید که در یک مسیر شغلی، حرکت از نقطه الف به نقطه ب، همانند عبور از عرض رودخانه با قایق در یک روز آرام تابستانی باشد.

اما شما در یک رودخانه آرام نیستید. شما در یک اقیانوس متلاطم به سر می‌برید. برنامه ریزیِ کاری به شیوه قبل ، تحت شرایطی که در آن ثبات نسبی وجود دارد، ممکن است مفید باشد، اما در مواقع عدم قطعیت و تغییرات سریع، چنین برنامه ای به شدت محدود کننده است و حتی ممکن است برای آینده کاری شما خطرناک باشد.

چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم؟
چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم

نکته دوم:

دانشی که افراد نسبت به خود دارند تقریباً به طور ثابت و دقیق به دست می‌آید. به بیانی دیگر، سؤالات عمیق در مورد هویت و هدف واقعی فرد، مانند سؤالاتی به ظاهر ساده، مثل ” من به چه کاری علاقه دارم؟ ” نیاز به صرف زمان قابل توجهی‌اند تا به جواب برسند و پاسخ‌ها به طور مکرر تغییر می‌کنند.

مهم نیست که در چه مرحله‌ای از زندگی هستید، تلاش برای مشخص کردن کاملاً دقیق هدف و رؤیایی خاص و قرار دادن تمام زندگی و تلاشتان  در راستای آن یک هدف عاقلانه نیست.

نکته سوم:

همانطور که در مقاله مزیت رقابتی یاد گرفتید، علاقه و تمایل قلبی شما برای انجام کار یا هدفی، به این معنی نیست که دیگران برای آن کار به شما پول می‌پردازند.

در نتیجه تلاشِ تبدیل کردن علاقه به شغل، هنگامی که نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که شما را برای کار مورد علاقه‌تان به کار گیرد، یا وقتی می‌توانید از لحاظ مالی دوام بیاورید،بی فایده است و عملاً شما را به سمت جلو نمی‌برد.

برنامه ریزی شغلی سازگار

  • خب حالا کدام راه را باید بروید؟
  • چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنید؟
  • آیا باید یک برنامه را دنبال کنید یا اینکه منعطف بمانید؟
  • آیا باید به ندای قلب‌تان گوش کنید یا اینکه به بازار کار توجه کنید؟

جواب این است:

هردو مورد. هرکدام از آن‌ها به تنهایی انتخاب‌‌های غلطی هستند. انتخاب‌های اشتباهی که کارآفرینان به طور مکرر با آن سروکار دارند. اگر به کارآفرینان گفته می‌شود که باید برای رسیدن به هدفشان واقعاً مصمم باشند، حتماً باید خودشان را برای بازخوردی که از بازار می‌گیرند هم آماده کنند. یا اگر به آن‌ها گفته می‌شود که کاری را که به آن علاقه دارند انجام دهند، باید بدانند که هم زمان باید خودشان را با نیازهای مشتری هم وفق بدهند.

چیزی که وجود دارد این است که افراد موفق از هر دو تبعیت می‌کنند.

شما باید بتوانید برای خودتان یک برنامه ریزی شغلی سازگار انجام دهید نه اینکه برنامه ای داشته باشید که به انتخاب های امروز محدود شوید.

چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم؟
چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم

 در ادامه شما را باید روش کارآمد آشنا خواهم کرد.

برنامه ریزی ABZ

برنامه ریزی ABZ در برنامه ریزی شغلی، پادزهری است برای رویکرد« چتر نجات شما چه رنگی است؟»

این رویکرد بسیار منعطف است و از آزمون و خطا برای برنامه ریزی بهره می‌گیرد.

با این روش به طور جدی می‌توانید هدف‌ها و علایق‌تان را دنبال کنید و در عین حال ریسک‌های محتمل را کاهش دهید.برنامه ریزی ABZ روندی نیست که آن را تنها یک بار در ابتدای کار انجام دهید، بلکه یک روند پیوسته و ادامه دار است.

چنین روندی خواه برای کسی که در چهل سالگی یا پنجاه سالگی به سر می‌برد یا کسی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده است، بسیار اهمیت دارد. هیچ شروع، وسط و پایانی برای مسیر کاری وجود ندارد. مهم نیست که چند سال دارید یا در چه مرحله‌ای هستید، شما همواره در حال برنامه ریزی و وفق پذیری با شرایط هستید.

برنامه A

برنامه کاری A همان کاری است که در حال حاضر آن را انجام می‌دهید. در واقع برنامه A ، همان پیاده سازی فعلی شما از مزیت رقابتی‌ای است که در ذهن‌تان دارید. با افزایش دانش و اطلاعات شما، تغییرات کمی در برنامه A به وجود می‌آید. در واقع شما آن را به طور مرتب بازبینی می‌کنید و به صورت جزئی تغییر می‌دهید.

برنامه B

برنامه B همان چیزی است که آن را تغییر مسیر می‌نامید. زمانی که لازم باشد هدفتان یا مسیر رسید به آن را تغییر دهید از برنامه A  به برنامه  B رجوع می‌کنید. افراد معمولاً در برنامه B ذهنیتی بسیار شبیه به برنامه  A دارند.

برخی مواقع به این دلیل تغییر مسیر می‌دهید که برنامه A دیگر کارایی ندارد. برخی موارد هم تغییر مسیر به خاطر کشف فرصت های جدید است.فرصت های که بهتر از آن چیزی هستند که در حال حاضر انجام می‌دهید. در هر صورت، هرگز یک برنامه با دقت طراحی شده به نام برنامه B برای خودتان ننویسید. زیرا شرایط، خیلی زود بعد از اینکه جوهر نوشته خشک می‌شود، تغییر خواهند کرد. اما فکر خود را صرف پارامترهای حرکت در مسیر برنامه A و جایگزین های آن کنید. همین که به برنامه B تغییر مسیر می‌دهید و به آن پایبند می‌شوید، باز هم برنامه جدید شما برنامه A است.

چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم
چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم

 

برنامه Z

برنامه Z برنامه ای است که در موقعیت های اورژانسی از آن استفاده می‌شود. این همان چیزی است که آن را ” قایق نجات ” می‌نامیم. تلاش همه در کسب و کار و زندگی این است که بازی را ادامه دهند.

اگر تمام برنامه های کاری شما با شکست مواجه شوند، برنامه باثبات، مطمئن و مشخص شما چیست؟

این همان چیزی است که آن را برنامه Z می‌نامیم. قطعیت و قابلیت اطمینانِ برنامه Z به شما اجازه می‌دهد که بر عدم قطعیت غلبه کنید و بتوانید در برنامه‌های AوB خودتان شجاع باشید و ریسک کنید.

اسکات دینسمور (Scott Dinsmore) در سخنرانی TED خود ماجرای شغل پیشین خودش را بیان می‌کند که چگونه باعث احساس بدبختی او در زندگی شده بود. او ۴ سال بعد از ترک شغلش را به دنبال کاری گشت که برایش لذت بخش و معنادار باشد. او در این سخنرانی دوستانه آموخته‌هایش را در این راه فریبنده با شما به اشتراک گذاشته است. تماشای این سخنرانی پربازدید را به عنوان یک نمونه‌ی فوق‌العاده  پیشنهاد می‌کنم.

بر اساس “مزیت رقابتی‌تان” برنامه ریزی کنید

برنامه های کاری می‌توانند دارایی‌های( نرم و سخت ) شما را افزایش دهند، شما را در مسیر رسیدن به خواسته‌هایتان قرار دهند و پاسخی به واقعیت‌ها بازار باشند.

مشکل این است که همانطور که ما در مقاله مزیت رقابتی یاد گرفتیم این سه قطعه پازل همواره در حال تغییرند.

بهترین کاری که شما می‌توانید انجام دهید این است که فرضیه های پخته ای را در مورد هر کدام بیان کنید.  برای مثال « من فکر می‌کنم که در انجام کارX مهارت دارم، می‌خواهم کار Y را انجام دهم و اعتقاد من این است که نیازهای بازار Z هستند».

همه برنامه‌ها حاوی این پیش فرض‌ها هستند. برنامه‌های خوب آن‌هایی هستند که این موارد را به صراحت بیان می‌کنند تا شما بتوانید با گذشت زمان، پیشرفت آن را بررسی کنید.

یادگیری را اولویت بندی کنید

خیلی از افراد به جای این که به دنبال کار کردن و جمع کردن حقوقشان باشند،۲۳ سال به طور پیوسته در مدرسه و دانشگاه به سر می‌برند. یک دانش‌آموز اخراج شده از دبیرستان در کوتاه مدت می‌تواند پول بیشتری به دست آورد تا کسی که به تحصیل در رشته ای ادامه می‌دهد. اما در طولانی مدت، منطقی این است که فردی با دانش و مهارت بیشتر، پول بیشتری به دست آورد و البته به احتمال زیاد زندگی با معنا  تری خواهد داشت.

یک حقیقت جالب مشابهی که در شرکت های نوپا وجود دارد این است که : شرکت های مبتنی بر تکنولوژی در سال‌های اولیه عمرشان بیشتر بر یادگیری تمرکز دارند. به این ترتیب آن‌ها می‌توانند در سال های آتی سوددهی بیشتری داشته باشند.

متأسفانه، برای خیلی از افراد، یادگیری متمرکز هم زمان با فارغ التحصیلی به پایان می‌رسد. آن‌ها در مورد بازار بورس مطالعه می کنند، ولی کتاب‌هایی که توانایی های ذهنی‌شان را بالا می‌برد را کنار می‌گذارند. آن‌ها حقوقشان را با همکاران خود مقایسه می‌کنند ولی در مورد چیزهایی که یاد گرفته‌اند این کار را نمی‌کنند. آن‌ها در بازار بورس سرمایه گذاری می کنند ولی سرمایه گذاری بر روی خودشان (مهارت‌ها، دانش و …) را نادیده می گیرند.

ما پیشنهاد نمی کنیم تا ابد دانشجوی قحطی زده ای باشید که همیشه محتاج پول است، بلکه لازم است پول در بیاورید اما تا آنجا که می توانید برنامه‌هایتان را طوری اولویت بندی کنید که امکان ” یادگیری ” بیشتری داشته باشید.

در نتیجه نه تنها در طولانی مدت پول بیشتری به دست می آورید بلکه مسیر کاری شما بسیار لذت بخش خواهد شد.

همواره از خودتان بپرسید « کدام برنامه دانش و مهارت مرا با سرعت بیشتری توسعه می دهد؟ » یا حتی ساده تر از آن: « کدام کار و برنامه پتانسیل یادگیری بیشتری دارد؟ »

چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم؟
چگونه مسیر شغلی خود را درست انتخاب کنیم

ریسک کنید، اما کوچک و قابل جبران!

وقتی که در برنامه ریزی شغلی رویکرد آزمون و خطا را پیش می گیرید لازم است که برخی از قدم های اشتباه را از قبل پیش بینی کنید. بالاخره آزمون و خطا، با “خطا” همراه است. اما این خطاها نباید همیشگی باشند.

یکی از ویژگی های برنامه A که به خوبی طراحی شده است این است که در آن امکان متوقف کردن، به عقب برگرداندن و تغییر دادن و تبدیل کردن به برنامه B ، در نظر گرفته شده است. یک برنامه A که به خوبی طراحی شده، هزینه شکست را کم می کند.

برای مثال: نباید طوری برنامه ریزی کنید که در صورت شکست، آواره خیابان‌ها شوید.

قدم به قدم حرکت کنید. برای برنامه و هدفی که دارید یک دوره زمانی آزمایشی در نظر بگیرید. شغل روزانه‌تان را نگه دارید. برنامه ریزی ABZ ، تا جایی که موجب یاد گرفتن درس های واقعی می شود، شامل شکست‌هایی است که قابل جبران هستند.

کلام پایانی

موفقیت در زمینه شغلی، همانند موفقیت شرکت های نوپا، پیوسته در حال تغییر است. کاری که همواره در حال پیشرفت است و هرگز به پایان نمی رسد.

نقطه اشتراک داستان زندگی افراد موفق این است که آن‌ها فرض های رایجی را که در مورد مسیر موفقیت وجود دارد به چالش می کشند. مسیر رشد آن‌ها مملو از کنار گذاشتن برنامه های رشد قبلی و شروع برنامه های جدید است. همین عوامل باعث می شود با وجود این که به طور کامل با بازار خود را تطبیق می دهند. آن‌ها بجای اینکه به یک مسیر کاریِ محدود و از پیش تعیین شده محدود کنند، فرصت های تازه را بررسی می کنند.

شریل سندبرگ مدیر ارشد عملیاتی فیس بوک می گوید:« از علف های هرز بیرون بیا. به جایی برو که همه چیز در آن رشد می کند چون این رشد سریع است که فرصت‌ها را به وجود می آورد».

یک توصیه خیلی خوب:« در بازاری کار کن که در آن تحرک طبیعی وجود دارد، سوار موج های بزرگ شو»



  1. صفری

    سلام ممنون از مقاله مفیدتون اگه در هر زمینه ای که فعالیتی داریم به این موارد توجه کنیم قطعا با موفقیت بیشتری روبروه خواهیم شد.

    پاسخ دادن
  2. حمیده فعال

    سلام برای من مطالب جدیدی بود پرداختن به انها نیاز به تفکر و برنامه ریزی دارد چون هیچ جا این موارد را یاد نگرفته ایم

    پاسخ دادن
    1. حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      سلام
      ممنون از توجه شما
      پیروز و سربلند باشید

      پاسخ دادن
  3. Pariya_amirpor

    خیلی عالی بود مرسی

    پاسخ دادن
  4. پریزاد

    آرزوی مشترک خیلی از انسانها هست که آرزو بفهمند رسالتشون تو این دنیا چیه و تو اون مسیر قدم بردارند . ولی متاسفانه آموزش درست تو این زمینه نمی بینند. زندگی پدرو مادرهاشون رو هم که نگاه میکنند میبینند اونها هم یه شغل معمولی و بدون انگیزه دارن فقط برای تامین مایحتاج اولیه ی زندگی هست. خوب ناخودآگاه مثل ۵ نفر دورو برشون فکر میکنند و زندگی میکنند. شاید تا اخرین لحظه ی زندگیشون این آرزو رو تو دلشون نگه دارند ولی هیچ وقت قدمی براش برنمیدارند .امیدوارم ما جزئ این دسته نباشیم🌷

    پاسخ دادن
    1. حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      کاملاً با نظر شما موافقم خانم پریزاد عزیز
      امیدوارم با افزایش آگاهی سطح جامعه شاهد اتفاق های بهتری باشیم
      موفق باشید

      پاسخ دادن
  5. رقیه کریمی

    سلام کسی که مسیرهای شعلی را بلد باشه با اعتماد به نفس بیشتری حرکت میکه چون میدونه که اگه این راه نشد یک راه دیگه پیش میگیره

    پاسخ دادن
  6. معصومه شاهری

    سلام.کنارگذاشتن قدمهای قبلی ونظرات وایده جدید قدم بزرگ وریسک پذیریست.خیلی خوب بود.کاربردی کردن نظرات احتیاج به برنامه ریزی ازمون وخطا میخواهد.سپاس

    پاسخ دادن
    1. حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      سلام
      سپاس از همراهی شما
      موفق باشید خانم شاهری عزیز

      پاسخ دادن
  7. فیروزه حاجی قنبری

    این رشد سریع هست که فرصتها را بوجود میاورد.هرچه بیشتر رشد می کنیم شاخه های ما قوی تر می شود در برابر باد وطوفان.برگهامون نزدیک تر می شود به منبع انرژی برای فتوسنتز و رشد دوباره.ریشه هامستحکمتر میشه و ریشه محکم ثبات قدم را همراه دارد.امکان نداره کسی ریشه و شاخه و برگش قوی باشه و نتونه میوه و بری داشته باشه.مگه اینکه از اصل وجودش بی هدف بزرگ شده و رشد کند و به درخت بی بر تبدیل شود.دانه ای که در سر سیب بودن را می پروراند،سیب می شود،آلبالو نمی شود.ولی برای سیب شدن،فقط از یه برنامه استفاده نمی کنه.اون هم برنامه ABZ داره.A مهارت پیدا کردن برای سیب شدن،B شاخه هام برای کاغذ شدن هم به درد می خورد پس باید شاخه هان رو قوی کنم.سایه ام برای رهگذر خوب است.هدف اصلی،سیب شدن و در کنار اون اهداف جانبی.

    پاسخ دادن
    1. حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      حدیثه حاجی علی|پشتیبانی گام برتر

      مثال خیلی خوبی بود
      ممنون از شما خانم قنبری عزیز

      پاسخ دادن

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*