.

گیف
گیف

شانس چیست؟

چگونه با شانس به موفقیت برسیم؟

شانس
شانس

مقدمه

من تقریباٌ دو دهه را سپری کرده‌ام که ببینم چه چیزی افراد را از دیگران خوش شانس تر می‌کند و تلاش می‌کنم به مردم کمک کنم تا شانس خود را افزایش دهند.

می‌بینید، من کارآفرینی را آموزش می‌دهم و همه ما می‌دانیم که بسیاری از سرمایه گذاری های جدید ناکام می‌مانند و نوآوران و کارآفرینان به شانس هرچه بیشتر نیاز دارند.

پس شانس چیست؟

مشاهده سخنرانی خانم تینا سیلیگ

گیف
گیف

شانس چیست؟

اقبال به عنوان موفقیت یا شکست تعریف شده که ظاهراٌ به وسیله شانس به دست آمده است.

ظاهراً تعریف مؤثری است. به نظر می‌رسد این شانس است. زیرا به ندرت همه اهرم‌هایی را می‌بینم که به بازی می‌آیند تا افراد را خوش شانس کنند.

اما من، با تماشای خیلی طولانی متوجه شدم که شانس به ندرت، شبیه برخورد صاعقه، مستقل از اطراف و دراماتیک است.

بیشتر شبیه باد است که به طور مداوم می‌وزد. گاهی آرام است و گاهی به صورت تندباد می‌وزد و گاهی از جهاتی می‌وزد که حتی تصور نمی‌کردید.

پس چگونه بادهای شانس را می‌گیرید؟

من قصد دارم سه چیز را با شما به اشتراک بگذارم که بتوانید با آنها ساخت یک بادبان انجام دهید و بادهای شانس را بگیرید.

راهکارهای افزایش شانس برای موفقیت

۱. خروج از منطقه امن ذهنی

اولین کاری که انجام می‌دهید این است که رابطه خودتان را با خودتان تغییر دهید. مایل باشید خطرات کوچکی را که شما را از منطقه امنتان خارج می‌کند بپذیرید.

زمانی که بچه هستیم همه این کارها را انجام می‌دهیم. باید این کارها را انجام دهیم اگر داریم می‌آموزیم چگونه راه برویم یا حرف بزنیم یا دوچرخه سواری کنیم یا حتی مکانیک کوانتومی. درست است؟

باید از کسی که این هفته دوچرخه سواری نمی‌کند، هفته بعد به کسی که دوچرخه می‌راند تبدیل شویم و این نیازمند آن است که از منطقه امن خود خارج شویم و مقداری خطر کنیم.

مشکل این است که، وقتی بزرگتر می‌شویم، به ندرت این کار را انجام می‌دهیم.

ما به ندرت اسیر حس ِ” چه کسی هستیم؟ ” می‌شویم و دیگر به جایی نمی‌رسیم.

شانس
شانس
تشویق به خروج از منطقه امن ذهنی برای شانس

در حال حاضر، با دانشجویانم زمان زیادی را صرف تشویق آن‌ها می‌کنم که از منطقه امن خود خارج شوند و کمی خطر کنند. چطور این کار را می‌کنم؟ خب، با دادن یک خطر سنج به آن‌ها شروع می‌کنم.

اساساٌ یک سرگرمی است که در کلاس خود توسعه دادیم، جایی که چه خطرهایی را مایلند بپذیرند، ترسیم می‌کنند و به سرعت برای آن‌ها آشکار می‌شود که خطر پذیری به صورت دودویی نیست!

ریسک‌های فکری، فیزیکی و ریسک‌های مالی و ریسک‌های احساسی، اجتماعی، اخلاقی و ریسک‌های سیاسی وجود دارد و وقتی این کار را می‌کنند، نمایه‌های ریسکشان را با دیگران مقایسه می‌کنند و به سرعت متوجه می‌شوند که همه آن‌ها واقعاٌ متفاوت هستند، سپس آن‌ها را تشویق می‌کنم تا کشش پیدا کنند که برخی از خطرات را بپذیرند تا از منطقه امن خارجشان کند.

به عنوان مثال، ممکن است که از آن‌ها بخواهم که یک ریسک فکری را انجام دهند و سعی کنند با مشکلی که قبلاٌ با آن روبه رو نشده‌اند، مقابله کنند. یا ریسکی اجتماعی، صحبت کردن با کسی که در قطار کنار آن‌ها نشسته است. یا یک ریسک احساسی، شاید به فرد مهمی بگویند که احساسش چیست.

من، خودم همیشه این کار را می‌کنم.

داستان بهترین شانس زندگی من

حدود ۱۲ سال پیش، صبح خیلی زود در هواپیمایی به سمت اکوادور بودم و معمولاٌ در هواپیما، فقط هدفون می‌گذارم و می‌خوابم، بیدار می‌شوم، کارهایی می‌کنم. اما تصمیم گرفتم کمی خطر کنم و با مردی که کنار من نشسته بود صحبتی را شروع کردم.

خودم را معرفی کردم و متوجه شدم که او ناشر بود. جالب است.

و در آخر یک مکالمه خیلی جالب داشتیم. من همه چیز را در مورد آینده صنعت چاپ و نشر آموختم.

پس درباره سه چهارم از مسیر پرواز تصمیم گرفتم، یک ریسک دیگر بکنم و لپ تاپم را باز کردم و طرح پیشنهادی کتابی را با او در میان گذاشتم که برای کارهایی بود که در کلاس انجام می‌دادم، او بسیار مؤدب بود، آن را خواند و گفت :« می دانی تینا، این مناسب ما نیست اما متشکرم که به من گفتی. »

اشکالی ندارد. این ریسک نگرفت. لپ تاپم را بستم. در پایان پرواز اطلاعات تماسمان را به یکدیگر دادیم.

چند ماه بعد، با او تماس گرفتم و گفتم:« مارک، دوست داری به کلاس من بیایی؟ من یک پروژه در زمینه بازآرایی کتاب، آینده چاپ و نشر دارم. »

و او گفت:« عالی است، دوست دارم بیایم.»

او به کلاس من آمد. تجربه عالی داشتیم. چند ماه بعد دوباره به او پیام دادم. این بار، برای او یک سری از کلیپ‌های ویدئویی از پروژه دیگری که دانشجویانم انجام داده بودند فرستادم.

او جذب یکی از پروژه‌های انجام شده توسط دانشجویانم شد و فکر کرد، می‌شود کتابی درباره آن چاپ شود و خواست که با آن دانشجویان ملاقات کند.

من باید به شما بگویم، کمی به من برخورد!!!

شانس
شانس

ریسکی که به خوش شانسی منجر شد

منظورم این است که می‌خواست کتابی با دانشجویانم چاپ کند و نه با من! اما باشد، اشکالی ندارد.

پس از او دعوت کردم، از او و همکارانش که به استنفورد بیایند و با دانشجویان ملاقات کنند، و بعد با هم ناهار بخوریم.

یکی از ویراستارانش به من گفت :« آیا تا به حال به فکر نوشتن کتاب افتادی؟ »

گفتم: « جالب است، من باید از شما بپرسم. »

و من همان طرح پیشنهادی را که یک سال قبل به رئیسش نشان دادم، بیرون آوردم.

در عرض دو هفته من یک قرارداد داشتم و طی ۲ سال این کتاب بیش از یک میلیون نسخه در سراسر جهان فروخت.

حالا، ممکن است بگویید :« اوه،تو خیلی خوش شانسی! »

البته که خوش شانس بودم، اما آن شانس نتیجه یک سری ریسک های کوچک بود که کردم، و البته با سلام کردن شروع شد!

هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد، اهمیتی ندارد که کجای زندگیتان هستید، اهمیتی ندارد که کجای جهان هستید، حتی اگر فکر کنید که شما بدشانس‌ترین آدم هستید، می‌توانید این کار را با کمی خطر کردن کنید که شما را از منطقه امنتان خارج کند.

شما شروع به ساختن بادبان برای گرفتن شانس می‌کنید.

۲. تغییر دادن رابطه با دیگران

دومین چیزی که باید انجام دهید این است که رابطه خود را با افراد دیگر را تغییر دهید.

باید درک کنید که هر کسی در سفرتان، به شما کمک می‌کند. نقش مهمی در رسیدن شما به اهدافتان ایفا می‌کند.

و اگر شما قدردانی کنید، نه تنها این حلقه را نمی‌بندید، بلکه فرصتی را از دست می‌دهید.

وقتی کسی برای شما کاری می‌کند، آن‌ها وقتی را می‌گذارند که می‌توانند برای خود یا شخص دیگری بگذارند و باید قدردان کاری باشید که آن‌ها انجام می‌دهند.

در حال حاضر، ۳ برنامه کمک رسانی در استنفورد اجرا می‌کنم، آن‌ها بسیار رقابتی هستند تا وارد شوند و وقتی نامه‌هایی را برای دانشجویانی که وارد نمی‌شوند ارسال می‌کنم، همیشه می‌دانم افرادی هستند که نا امید می‌شوند.

برخی از افرادی که نا امید هستند به من نامه می‌فرستند و شکایت می‌کنند.

بعضی از آن‌ها نامه‌هایی می‌فرستند و می‌گویند می‌توانم دفعه بعدی موفق تر شوم؟

و هر از گاهی، کسی به من نامه می‌دهد و از من برای این فرصت تشکر می‌کند.

شانسی که برای یک نفر دیگر قائل شدم

این اتفاق ۷ سال پیش رخ داد. مردی جوان به نام براین یک یادداشت زیبا برایم فرستاد و گفت:« می‌دانم که دوبار از این برنامه رد شدم، اما می‌خواهم برای این فرصت از شما تشکر کنم، من در روند درخواست بسیار زیاد آموختم. »

طوری مجذوب پیام تشکر او شده بودم که او را دعوت کردم تا با من ملاقات کند و زمانی را صرف صحبت و مهیا کردن یک ایده برای یک پروژه پژوهش مستقل با یکدیگر کردیم.

او در تیم فوتبال در استنفورد بود و تصمیم به انجام یک پروژه در مورد رهبری در این زمینه داشت.

ما باید در طول ۳ ماه یکدیگر را به طور فوق‌العاده ای می‌شناختیم و او پروژه را گرفت و به طور مستقل کار بر روی آن را شروع کرد و در نهایت آن را به شرکتی به نام ” بازی برای فردا ” تبدیل کرد، جایی که بچه‌ها را با پیش زمینه های نامطلوب تربیت می‌کرد که چگونه، به شکل بنیادی زندگی رویایی خود را بسازند.

در حال حاضر، مهمترین چیز در مورد این داستان این است که هر دوی ما در نهایت بادهای شانس را گرفتیم که نتیجه نامه تشکرآمیز او بود.

ما در وهله اول انتظار این بادها را نداشتیم…

سپاس گزاری برای خوش شانسی

در طول چند سال گذشته، برخی تاکتیک های زندگی خودم برای پرورش حس قدردانی به من کمک کرد.

کار مورد علاقه من این است که در پایان هر روز، به تقویمم نگاه می‌کنم و تمام افرادی را که با آن‌ها  ملاقات کردم بازبینی می‌کنم و برای تک تکشان یادداشت تشکر می‌فرستم، تنها چند دقیقه طول می‌کشد، اما در انتهای هر روز، احساس فوق‌العاده سپاس گزاری و قدردانی می‌کنم و به شما قول می‌دهم که شانس مرا افزایش داده است.

بنابراین باید اول، کمی خطر کنید و از منطقه امن خود خارج شوید.

دوم، شما باید قدردانی کنید.

و سوم، رابطه خود را با ایده‌ها تغییر دهید.

شانس
شانس

۳. به ایده ها جور دیگری نگاه کنید

اکثر مردم به ایده های جدیدی نگاه و آن‌ها را قضاوت می‌کنند. «این یک ایده عالی است » یا « این یک ایده وحشتناک است » اما این در واقع خیلی خیلی جزئی تر است.

ایده‌ها نه خوب هستند، نه بد و در واقع، دانه‌هایی از ایده‌های  وحشتناک اغلب چیزهای قابل توجهی هستند.

یکی از تمرین های مورد علاقه من در کلاس‌هایم در مورد خلاقیت است که به دانشجویان کمک کند تا طرز نگاه کردن به ایده های وحشتناک را از درون لنز احتمالات در خود پرورش دهند.

بنابراین من به آن‌ها یک چالش می‌دهم: یک ایده برای رستوران با نام تجاری جدید خلق کنند.

آن‌ها باید بهترین ایده‌هایی برای یک رستوران جدید و بدترین ایده‌ها برای یک رستوران جدید داشته باشند.

بنابراین بهترین ایده‌ها چیزهایی هستند مانند رستوران در قله یک کوه با غروب خورشید زیبا و یا یک رستوران در یک قایق با چشم انداز زیبا.

و ایده های وحشتناک، چیزهایی مانند رستوران در محل تخلیه زباله، یا رستوران با خدمات وحشتناک که واقعا کثیف است و یا یک رستوران که سوشی سوسک حمام سرو می‌کند.

بنابراین همه ایده‌ها را به من می‌دهند، من ایده‌های بزرگ را با صدای بلند می‌خوانم و سپس آن‌ها را پاره می‌کنم و دور می‌ریزم.

سپس ایده های وحشتناک را می‌گیرم و آن‌ها را مجدداٌ توزیع می‌کنم.

هر تیم اکنون ایده‌ای دارد که تیم دیگری فکر می‌کرد وحشتناک است و چالش آن‌ها این است که آن را به چیزی درخشان تبدیل کنیم.

این اتفاقی است که می‌افتد. در حدود ۱۰ ثانیه کسی می‌گوید: « این ایده شگفت انگیز است. »

و آن‌ها حدود ۳ دقیقه وقت دارند که این ایده را به کلاس برگردانند.

بنابراین رستوران در محل تخلیه زباله؟ این به چه چیزی تبدیل می‌شود؟

وقتی ایده های بد تبدیل به شانس می‌شوند

آن‌ها تمام غذا های اضافی را از رستوران های ” میشلین استار ” جمع می‌کنند که قرار بود دور ریخته شوند، و رستوران دیگری با قیمت بسیار کمتر، با تمام آن پسماندها دارد.

باحال شد؟ یا رستوران کثیف با خدمات وحشتناک؟

خب، این رستوران تبدیل می‌شود به یک زمین تمرینی برای رستوران داران آینده برای درک چگونگی جلوگیری از تمام مشکلات.

و رستوران سوشی سوسک حمام؟

این به یک بار سوشی تبدیل می‌شود با انواع واقعاٌ جالب و عجیب و غریب مواد غذایی.

اگر به شرکت‌ها نگاه گنید، سرمایه گذاری های واقعاٌ خلاقانه ای اطراف شما است. آن سرمایه‌ گذاری‌ هایی که حالا زندگی ما را تغییر داده‌اند، می‌دانید چیست؟

شانس
شانس

در نهایت…

همه آن‌ها به عنوان ایده های دیوانه‌وار آغاز شده است.

ایده‌هایی را شروع کردند و زمانی که به دیگران نشان دادند، اکثر مردم گفتند: « این دیوانگی است، هرگز کار نخواهد کرد.»

بنابراین بله، گاهی اوقات مردم در شرایط وحشتناک متولد شده‌اند.

و گاهی اوقات، شانس مانند رعد و برق است که به ما با چیزی فوق‌العاده یا وحشتناک برخورد می‌کند.

اما بادهای شانس همیشه وجود دارند، و اگر شما مایل به کمی خطر کردن باشید، اگر واقعاٌ به بیرون رفتن و نشان دادن قدردانی مایل باشید و مایل باشید به ایده‌ها نگاه کنید، حتی اگر دیوانگی باشند، از طریق لنز احتمالات، شما می‌توانید یک بادبان بزرگتر و بزرگتر برای گرفتن بادهای شانس بسازید.

متشکرم…

برگرفته از سایت TED

گیف موفقیت
گیف موفقیت

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*